السيد موسى الشبيري الزنجاني

5093

كتاب النكاح ( فارسى )

دوى اينها حرام است . مثال چهارم : زوجتك أرضعت بلبنك ولد عمّها « 1 » أو ولد خالها فصرت أبا ابن عمّها أو أبا ابن خالها و هى تحرم على أبى ابن عمها و أبى ابن خالها لكونهما عمها و خالها فهل تحرم عليك من جهة الرضاع أم لا فمن قال بعموم المنزلة يقول نعم و من قال بالعدم يقول لا . در اين فرع ، زن شخص به لبن زوج ، فرزند عمو يا فرزند دايى خود را شير مىدهد . قهراً صاحب اللبن پدر فرزند يا عمو يا پدر فرزند دائى مىشود و پدر فرزند عمو در باب نسب خود عمو و پدر فرزند دايى در باب نسب خود دايى است . بنابر عموم منزلت و رضاعى اين عناوين ملازم نيز حرام مىباشد و ازدواج زن با عمو يا دائى رضاعى خود حدوثاً و بقاءً باطل است . مسامحه فرع چهارم : مسامحه تعبيرى كه در اين مثال چهارم شده است اين است كه در صدر مسأله موضوع را « ولد » قرار داده است اما در تفريع بنابر عموم منزلت تعبير « أبا ابن عمّها او أبا ابن خالها » به كار رفته است . و ولد بر « ابن » تطبيق شده است با آنكه « ولد » در استعمالات قرآنى و روايى اعم از ابن و بنت است قرآن كريم مىفرمايد : يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ، نساء / 11 . در روايات هم تعبير « الولد للفراش » كه اعم از ابن و بنت است آمده است . اما در اين مثال ولد را بر ابن تطبيق كرده است با آنكه قاعده‌اش اين بوده كه بفرمايد « فصرت أبا ولد عمها أو أبا ولد خالها و هى تحرم على أبى ولد عمّها و أبى ولد خالها » پس در چهار جا ، به جاى ولد ، ابن به كار رفته است كه خلاف موضوع فرع در صدر مسأله است . البته يك مطلبى هست و آن اينكه در كلمات فقهاء مثل سيد صاحب عروه در عروه و غير او كه به جاى ابن گاهى ولد به كار مىبرند . مثلا در بحث قضاء ولىّ كه

--> ( 1 ) - ذكر عمو و دايى از باب مثال است و عمه و خاله نيز همين حكم را دارد . ( نگارنده )