السيد موسى الشبيري الزنجاني

5187

كتاب النكاح ( فارسى )

اين استدلال شكل دوم از اشكال اربعه است كه در منطق ذكر شده است . استدراك : قبلًا گذشت كه مرحوم مجلسى در مرآة العقول به آيه هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى الى قوله وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ، توبه / 33 ، استدلال مىكند بر اينكه اهل كتاب نيز مشركند . قبل از مرحوم مجلسى ، فاضل مقداد در كنز العرفان به اين آيه استدلال كرده است و شايد مرحوم مجلسى نيز اين استدلال را از كنز العرفان اخذ كرده باشد . در شكل دوم حد وسط محمول در صغرى و كبرى قرار مىگيرد . و شرط انتاج اين شكل آن است كه دو مقدمه در ايجاب و سلب مختلف باشند . اگر هر دو موجبه يا سالبه باشند اين شكل منتج نيست . شرط ديگر انتاج اين شكل كليت كبرى « 1 » است ، حال يا هر دو مقدمه كليت داشته باشد يا فقط كبرى كليت داشته باشد . پس لااقل كبرى بايد كليت داشته باشد اگر اين شرايط فراهم بود نتيجه يك عقد سلبى است . براى مثال : بعض النقود دينار ، بعضى از پول‌ها دينار هستند ؛ و لا شىء من الدرهم بدينار ، حد وسط كه دينار است محمول در دو قضيه واقع شده و دو مقدمه ، اختلاف در ايجاب و سلب دارند و كبرى نيز كليت دارد و نتيجه مىدهد كه بعض النقود ليس بدرهم . بنابراين ، استدلال علامه حلى مبتنى بر شكل دوم قياس است « 2 » . اشكالات صاحب جواهر به استدلال علامه حلى صاحب جواهر به اين استدلال اشكالاتى ذكر كرده است .

--> ( 1 ) - در كلام استاد دام ظله شرط دوم كليت يكى از دو مقدمه ذكر شده است لكن در شرح منظومه سبزوارى و غير آن كليت كبرى شرط شده است . ( 2 ) - علامه حلى جامع علوم مختلف بوده و متخصص در علم منطق نيز هست . ايشان جوهر النضيد را در شرح منطق تجريد خواجه طوسى نوشته است . و استاد و شاگرد هر دو در علم منطق متبحرند . ( استاد دام ظله )