السيد موسى الشبيري الزنجاني

4636

كتاب النكاح ( فارسى )

اغرب منه ما عن الشيخ فى التبيان و ابن ادريس فى السرائر من حكاية ذلك عن بعض اصحابنا و لم نعرفه ( توضيح استاد مد ظله : شايد وجه اينكه ايشان كلام شيخ و ابن ادريس را اغرب از كلام ليث دانسته است اين باشد كه ليث بن سعد شايد چندان پايبند به صحيح حرف زدن نباشد و ليكن از مثل شيخ و ابن ادريس با آن جلالت قدر بسيار غريب است كه چنين نسبتى را به اماميه بدهند ، غير از اين توجيه ، وجهى براى تعبير اغرب نيست ) نعم عن المصرى فى دعائم الاسلام . . . و عن ابن الجنيد . . . ( ثم نقل كلامهما فى نشر الحرمة بمطلق الرضاع ) « 1 » همانطورى كه ملاحظه مىشود صاحب جواهر كلام شيخ و ابن ادريس را بسيار غريب مىداند چرا كه آنها به بعضى از اصحاب اماميه نسبت داده‌اند كه آن عدّه مطلق رضاع را كافى مىدانند . 2 ) نقد كلام صاحب جواهر ولى به نظر ما اغرب از هر دو كلام ، گفتار خود صاحب جواهر است و همانطورى كه از عباراتى كه از ايشان نقل كرديم ظاهر است در كلام ايشان تناقض و تهافت وجود دارد زيرا از طرفى ايشان از كلام شيخ و ابن ادريس كه قول به كفايت مطلق رضاع را به بعض اصحابنا نسبت مىدهند تعجب نموده و آن را اغرب از كلام ليث مىداند و از طرف ديگر خود ايشان اين قول را از ابن جنيد كه قطعاً جزء اصحابنا محسوب مىشود و از قاضى نعمان صاحب دعائم الاسلام ( متوفاى 363 معاصر ابن قولويه ) كه مثل مرحوم مجلسى و حاجى نورى تمايل به امامى بودن آن دارند نيز عين همان قول را نقل مىكند . البته به نظر ما قول صحيح در مورد قاضى نعمان اين است كه وى امامى نيست بلكه از رؤساى اصلى اسماعيليه است كه در تشديد مذهب آنها نيز فعاليت فراوانى كرده است و ليكن مع ذلك باز مىتوان او را جزء

--> ( 1 ) - جواهر الكلام 29 / 269 - 270