السيد موسى الشبيري الزنجاني

4737

كتاب النكاح ( فارسى )

( يا مخبور بودن ) است كه دو قسم دارد دايه و كنيز و اين هم به صورت سؤال و جواب است ولى در نقل شيخ مجبور قسيم آن دوتاى ديگر است و سؤال و جوابى هم نيست كما اينكه در نقل شيخ كه محمد بن سنان در سند است يروى و ينام دارد ، درحالىكه در نقل صدوق و نقل ديگر شيخ ، اين مطلب نيست . و تمام اين اختلافِ متن‌ها و نيز اختلاف سندها موجب مىشود كه اين دو روايت را حكايت از دو واقعه بدانيم . نقد استاد بر كلام مرحوم آقاى خويى : البته اگر اطمينان حاصل شود كه نقل از دو واقعه است كه مىپذيريم ولى تمام مطلب اين است كه با توجه به اينكه در اين دو روايت ، كلمهء مجبور يا مخبور به كار رفته كه در سرتاسر فقه و كتب حديث شايد جاى ديگرى استعمال اين واژه را نبينيد ، تازه آن هم مربوط به رضاع باشد و راجع به ظئر تستأجر يا خادم و كنيز يا اين خصوصيات به كار رفته باشد و مربوط به مقدار نشر حرمت در باب رضاع نيز باشد ، خوب خيلى بعيد به نظر مىرسد كه از باب تعدّد واقعه باشد كه يك امام عليه السلام و يا دو امام عليه السلام دو بار اين مطالب را با تعابيرى نزديك به هم فرموده باشند منتها يكى با زياده و ديگرى با نقيصه ، اين بسيار بعيد است . مضاف به اينكه اصلًا تصحيف يا اشتباه كردن ابى عبد الله به جاى أبو جعفر در اختلاف نقل صدوق با ديگران فراوان است كما يتّضح بالمراجعة . پس اينكه آن 9 بزرگوار فرمودند و به طور بَتّى و حتمى گفتند كه اين وحدت واقعه است ، بعيد نيست البته ما به صورت احتمال مىگوييم و نه قطع و بتّ . يعنى قطع و اطمينان به تعدّد نمىتوانيم پيدا كنيم . و اينكه كسى بخواهد با اصل عدم خطا استفادهء تعدّد واقعه كند ، كاملًا اشتباه است و اين مربوط به اشخاصى است كه روحيهء مدرسه‌اى دارند و كلًا تمسك بىرويّه به اين اصل با رجوع به روايات و كيفيت مقابلهء كتب و نسخه‌هاى متفاوت كاملًا بىوجه مىشود و اصلًا امتيازِ مانند آقاى بروجردى بر ديگران در همين دقّتهاى در نقلها و كيفيت