السيد موسى الشبيري الزنجاني
4734
كتاب النكاح ( فارسى )
به فلان حديث و يا كلام است در حالى كه مربوط به جاى ديگرى بوده و اين چنين زيادههايى در نقلها بسيار است . و چه بسا اين زيادتها ناشى از انس و سبق ذهنى خاصى است مثلًا در رجال شيخ در بيان يكى از روات مىفرمايد مات فى زمان أبي جعفر عليه السلام بعد بعضىها - مثل صاحب معجم الرجال ( مرحوم قُهپائى ) - توجه كردند كه او در زمان امام صادق عليه السلام فوت كرده ، لهذا نوشتهاند كه صحيح آن بايد زمن ابى عبد الله باشد ، و ما وقتى مقابله مىكرديم و مآخذ كلام شيخ رحمه الله را مىديديم ، معلوم شد كه ابى جعفرى كه شيخ از آن مأخذ نقل كرده ، مراد أبو جعفر منصور خليفهء عباسى است ولى بعضى از آقايان متوجه نشده و به خاطر سبق ذهنىاى كه داشتهاند و ذهنشان منصرف به أبو جعفر امام باقر عليه السلام شده لهذا « عليه السلام » هم تأدّباً به آن اضافه كردهاند . اگر چه كار آنان خلاف امانتدارى در نقل بوده زيرا اگر چه امام باقر عليه السلام فهميده است ولى بايد بدون عليه السلام نقل مىكرد . مثال ديگر : وقتى كه نسخهء استبصار شيخ رحمه الله را كه مرحوم ابن المشهدى از اعلام قرن ششم مقابله كردهاند و عكس آن نسخه در نزد من بود مقابله مىكردم متوجه شدم كه ابن المشهدى روى تمام « عليه السلام » هايى كه در مقابل اسماء ائمه عليهم السلام نوشته بود به جز موارد معدودى خط كشيده است چرا كه متوجه شده كه در نسخه شيخ ، اينها هيچكدام ، « عليه السلام » نداشته و البته اين كارِ متينى است و اگر كسى استبصار را چاپ مىكند بايد همانطور بدون « عليه السلام » ها چاپ كند چرا كه همين نكتههاى ظريف مطالب مهمى را به آيندگان منتقل مىكند ، چگونگى وضع شيعيان در آن زمان ، و ميزان تقيّهء آن دوران ، و تحقيقات ديگر علمى را مىفهماند و در همين روايت فضيل گفتيم كه عبد الرحمن بن ابى عبد الله در سند ، اضافى است ولى باز اگر بخواهيم چاپ كنيم بايد با همين « عبد الرحمن » چاپ شود ولى در حاشيه تذكر به اضافى بودن آن داده شود . وقتى با اضافه كردن يك « عليه السلام » از منصور عباسى ، امام باقر عليه السلام فهميده شود و موجب غلط گردد ، حساب ساير