السيد موسى الشبيري الزنجاني
4722
كتاب النكاح ( فارسى )
است كه بدين معنا تناسبى با مرضعه ندارد . مضافاً به اينكه « خبرت الارض » لازم است و در روايت محل بحث مخبور از فعل متعددى استعمال شده است و اگر بخواهد از « خَبِر » باشد بايد با باء متعدى شده باشد و بگوييم حرف جرّ او حذف شده است به نظر مىرسد اگر قرار باشد به نسخهء « المخبور » ( با خاء معجم ) اخذ كنيم اين كلمه از « أخبَرْتُ اللَّقْحَة : وجدتها مخبورةً اى غَزيرَةً » « 1 » مىباشد و « اللقحه » هم به معناى زن مرضعه است و هم به معناى ناقهء شيردار و معناى آن اين است كه زن را واجد شير بسيار ديدم از باب اينكه مرتب به بچه شير مىدهد و شير او تمام نمىشود مثل « أحمَدْتُه أي وجدته محموداً » اما آنكه مرحوم آقاى خويى فرمودند « جبر » به معناى الزام از باب ثلاثى مجرد بسيار قليل الاستعمال است . اين هم اين گونه كه ايشان مىفرمايند نيست . روايت معروف « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الأمرين » معناى « جبر » همان الزام است و ثلاثى مجرد به كار رفته است . 3 ) ترجيح نسخهء « المجبورة » ( با جيم ) همانطورى كه گفتيم روايت فضيل بن يسار در تهذيب و استبصار « المجبورة » با جيم ضبط شده است و از بيانى هم كه شيخ طوسى در استبصار در مقام ردّ اين روايت دارد استفاده مىشود كه اين كلمه با جيم است . شيخ در ردّ اين روايت مىفرمايد : « فهذا الخبر ايضا لا ينافى ما قدمناه لانه متروك الظاهر بالاجماع لانه قد يحرّم من الرضاع مَن لا تكون مجبوراً و لا خادماً و لا ظئراً ، بأن يكون امرأة متبرّعة برضاع صبى أو تكون سألت ذلك او به غير ذلك من الاسباب » « 2 » در اين كلام مرحوم شيخ طوسى متبرعة را در
--> ( 1 ) - تاج العروس 11 / 133 ( 2 ) - الاستبصار 3 / 196