السيد موسى الشبيري الزنجاني

4711

كتاب النكاح ( فارسى )

كسانى هستند ؟ - اين حديث بيان شده . و اين اهمالِ موجود در حديث ، حتى به ضميمهء اطلاق مقامىّ در زمان عمل ، نمىتواند شامل همهء موارد رضاع شود زيرا اصلًا در مقام بيان اين جهت نيست تا اينكه اگر تا وقت عمل ، بيان نكرد ، معلوم شود كه شمول دارد نسبت به افراد مختلف رضاع ، بله منصرف از بيان اين جهت است ، به خلاف آيهء شريفهء « أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ » كه اگر چه مهمل است ولى به ضميمهء اطلاق مقامىّ ، شامل تمام مواردى كه عرف حاكم به صدق « أُمَّهاتُكُمْ » است مثل يك سال شير دادن ، مىشود . مثل صدق « فِي حُجُورِكُمْ » در آيهء شريفه « وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ » كه متوقف بر گذشت مدت معتنابهى است كه عرف بگويد كه او « در دامان او بزرگ شده و يا در دامان اوست » و اما اينكه اين مفتى به نيست به علت اين است كه در حجر بودن حكمت حُكم است نه علت و لهذا اصلًا آناً ما هم لازم نيست وصف « در حجر بودن » صادق باشد و الّا اگر علت حكم بود ، صرف يك آن ، كافى نبود و حتماً بايد آن قدر باشد تا صدق كند . از همين بيان معلوم مىشود كه ما تمسك به اطلاق مقامى را نيز در اينجا تمام نمىدانيم ، چون ارتكاز عرفى وجود دارد كه براى مادر شدن بايد مقدار معتنابهى شير بدهد مثلًا به اندازه‌اى كه استخوان محكم شود يا گوشت برويد كه در روايات هم تعبير شده بود لذا توجه به اين ارتكاز عرفى ، اطلاق مقامى مىتواند اين مراتب را اثبات كند ، مثلًا اگر يك سال شير بدهد اما مقدار كم كه عرف زير بار نمىرود آن را با اطلاق مقامى هم نمىتوان اثبات كرد ، چون انصراف يا شبهه انصراف نسبت به اين مراتب وجود دارد . ادامه بحث در جلسه آتى . ان شاء اللّه . . . « * و السلام * »