السيد موسى الشبيري الزنجاني
4456
كتاب النكاح ( فارسى )
مرحوم سيد فرمودند : المراد بالفضولى هو العقد . ايشان فضولى را وصف عقد دانسته و به عقد تفسير كردهاند . ولى در اصطلاح سابقين ( قدماء ) فضولى به شخص ( عاقد ) گفته مىشد يعنى عاقدى كه در حين عقد سلطه بر عقد ندارد و كار او فضولى و تجاوز از حد است . مرحوم شيخ انصارى نيز اطلاق فضولى به عقد را تعبيرى همراه با مسامحه مىدانند . مرحوم سيد در معناى فضولى مىنويسد : هو العقد الصادر من غير الولى و الكويل . . . فضولى عقدى است كه از غير ولى و وكيل صادر شده باشد . اما اين تعبير خالى از قصور نيست و بايد قيودى به آن اضافه گردد . چون لازمه اين تعريف اين است كه اگر شخص بالغ و عاقل و رشيد ، عقدى براى خودش انجام داد فضولى باشد ، چون نه از ولىّ صادر شده و نه از وكيل ، و خود شخص ولىّ خودش نيست زيرا عرفاً انسان جداى از اوست و ولايت شخص نسبت به خودش گفته نمىشود . پس بايد براى بيان عقد فضولى اين قيد اضافه شود : عقدى كه براى غير معقود له صادر شده از غير ولىّ و وكيل باشد . مرحوم سيد مىنويسد : سواءٌ كان قريباً كالاخ و العم و الخال . . . چون عرف نوعاً براى اين موارد ولايت قائل است ايشان تصريح به ذكر فرمودهاند كه عقد آنها فضولى است و ولايت آنها شرعى نيست . ايشان موارد ديگرى را به فضولى ملحق كرده مىنويسد : و كذا الصادر من العبد او الامة لنفسه به غير اذن الولىّ : هر چند ايشان مواردى را ضميمه كردهاند لكن باز تعريف ايشان جامع نيست چون همه موارد فضولى را شامل نمىشود كه براى نمونه چند مورد را مىآوريم : اگر شخصى برادر زاده عيالش را براى خود عقد كند ، اين عقد از اين جهت كه صادر از وكيل و ولىّ نيست فضولى نمىباشد ولى از اين جهت كه اذن زوجهاش معتبر است - با اينكه زوجه ولايت بر او ندارد - فضولى مىباشد . يا اگر عبدى با اذن ولىّ ، خواهرزاده يا برادرزاده زنش را عقد كرد ، اين عقد نيز