السيد موسى الشبيري الزنجاني

4426

كتاب النكاح ( فارسى )

انسانها در عالم ذرّ با خدا بسته‌اند « 1 » كه از شيطان پيروى نكنند و حلال خدا را حلال شمرده ، و از حرام او بپرهيزند . . . كه در اين صورت اوفوا بالعقود ربطى به عقودى كه مردم بين خود مىبندند ندارد بلكه مفهوم آيه و ذيل آن : « أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ » چنين مىشود : به قراردادهايى كه با خدا بسته‌ايد وفا كنيد ( و نظر يهود را كه بهيمة الانعام را حرام شمرده‌اند كنار گذاشته و بدانيد كه ) چارپايان ( و جنين آنها ) بر شما حلال گشته است . بنا بر اين ، معنا ، آيه اصلًا ارتباطى با باب معاملات ندارد 2 ) اما چنانچه « ال » را لام استغراق به حساب آوريم ، در اين صورت گرچه آيات بعد مصاديق قراردادهاى الهى است ، ولى شمول آيه محدود به آنها نبوده ، جميع قراردادهاى مشروع را شامل مىگردد و معناى آيه چنين خواهد شد : به قراردادها ( چه آنها كه با خدا بسته‌ايد و چه مواردى كه با يكديگر منعقد مىسازيد ) وفا كنيد . . . بنابراين احتمال ، هر چند آيه به باب معاملات مربوط مىگردد ، ولى به قرينهء كه عرف از آيه مشروعيت‌بخشى به قراردادهاى نامشروع نمىفهمد ، موضوع آن قراردادهاى صحيح و مشروع و مفاد آن اثبات لزوم عقد خواهد بود . 2 ) طرح يك شبهه : اينك يك شبهه مطرح مىشود كه ، گرچه مجيز پس از وقوع عقد فضولى ، آن را اجازه داده است ، ليكن ما هنوز شك داريم كه آيا عقد فضولى صحيح و مشروع است يا نه ؟ و در واقع بحث پيرامون آن ، بحث از صحّت است ، نه لزوم آن ، بنابراين ،

--> ( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) البته عهد بودن لام ، را مىتوان اين گونه هم توجيه كرد كه به قراردادهايى كه در هنگام ايمان آوردن با خداوند بسته‌ايد عمل كنيد ، چون ايمان ، تعهد اجمالى به پذيرش حلال و حرام الهى و عمل به آنها مىباشد .