السيد موسى الشبيري الزنجاني
4188
كتاب النكاح ( فارسى )
6 - نقد استاد مد ظله بر كلام مرحوم آقاى حكيم اوّلًا : آنطور كه ما از عبارت عروه مىفهميم مرحوم سيّد از اين عبارت تنها صغيره را مورد نظر قرار داده و بالمطابقه مىخواهند حكم او را بيان كند و كم و زياد بودن مهر ، هر دو مربوط به دختر است و اصلًا در عبارت ايشان پسر مطرح نيست . « 1 » ( البته حكم پسر بچه هم از عبارت معلوم مىشود چون مىدانيم صغيره خصوصيتى ندارد ) چون مىفرمايند : بل يشكل الصحه اذا كان هناك « خاطبان » احدهما . . . . دو خواستگار آمدند دختر را خطبه كنند كه يكى از اينها بر ديگرى ترجيح دارد . منتهى گاهى اصلح بودن براى دختر اين است كه مهريهاش سنگين باشد و گاهى سبك بودن مهريه اصلح است كه در روايات هم تأكيد شده و مستحب است . خلاصه : به اختلاف موارد يك جا زياد بودن مهر ترك الاصلح است و يك جا كم بودن ، ولى موضوع به قرينه خاطبان دختر است . « 2 » ثانياً : اگر فرض كثرة المهر در عبارت عروة را براى پسر هم قرار دهيم چنانچه مقصود ، بيشتر بودن مهر از مهر المثل باشد فرعى است كه در مسأله بعد مطرح است ولى به نظر مىرسد آنچه در اينجا مطرح است اين است كه كثير و قليل هر دو مطابق
--> ( 1 ) - قال السيد الحكيم : لا يخلو هذا المثال من الاشكال ، لأنّ الصغير اذا زوّج به مهر كثير كان ذلك التزويج ضرراً عليه ، لا خلاف الاصلح بخلاف الصغيره اذا زوّجت بالمهر القليل فانّه خلاف الاصلح لا غير . ( مستمسك ، ج 14 ، ص 457 ) ( 2 ) - اشكال : به نظر مىرسد مرحوم سيد در مثال مهريه كثير اصلح براى صغيره را بيان مىفرمايند و در مثال مهريهء قليل اصلح براى صغير را چون مىفرمايند : قلته بالنسبة الى الصغير . پاسخ : اگر منظور مرحوم سيد از صغير ، پسر بچه در مقابل صغيره باشد عبارت بسيار نارسا است و بايد عبارت زيادى را در تقدير بگيريم و بگوييم ايشان مىفرمايند : يشكل الصحة اذا كان هناك خاطبان احدهما اصلح من الآخر بحسب الشرف او من اجل كثره المهر [ و كذا اذا كان هناك امرأتان احداهما اصلح من الآخر من اجل ] قلة المهر بالنسبة الى الصغير و حال آن كه « أو قلته » عطف بر « كثرة المهر » است كه از متعلقات موردى است كه مرحوم سيد مطرح كردهاند يعنى اذا كان هناك خاطبان كه يكى اصلح از ديگرى هستند به جهت كثرت يا قلت مهر ، از اينجا معلوم مىشود معناى صغير جنس صغير در مقابل كبير است ، يعنى صغير در جنس استعمال شده است ، هر چند « اذا كان هناك خاطبان » دلالت مىكند كه منظور صغيرى است كه به خواستگارى او مىروند و آن خصوص صغيره است .