السيد موسى الشبيري الزنجاني
4170
كتاب النكاح ( فارسى )
براى آنها ولايتى ثابت نيست . « 1 » فقال عليه السلام : النكاح جايز ، أيهما أدرك كان له الخيار . فان ماتا قبل ان يدركا فلا ميراث بينهما و لا مهر الا ان يكونا قد أدركا و رضيا و . . . « 2 » يعنى نكاح صحت تأهلى و شأنيت تصحيح دارد و باطل محض نيست . بنابراين هر كدام بالغ شدند مىتوانند امضاء يا ردّ كنند . همانطور كه ملاحظه مىكنيد اينها با آنكه در هنگام عقد صغير يا صغيره بودند و صلاحيت امضاء نداشتند و حالا صلاحيت امضاء پيدا كردهاند حضرت مىفرمايد : خيار و حق امضاء دارند و با امضاء علقهء نكاح حاصل شده است ، ارث و مهريه مترتب مىگردد . روايت دوم : روايت عباد بن كثير در سند روايت مناقشهاى هست ولى طبق مبناى مشهور كه وقوع اصحاب اجماع را براى اعتبار كافى مىدانند و در سند اين روايت « حسن بن محبوب » واقع شده است ، مىتوان روايت را تصحيح نمود . عن ابى عبد الله عليه السلام قال : سألته عن رجل زوّج ابنا له مدركاً من يتيمة من حجره . . . . شخصى پسر بالغِ خودش را به يتيمهاى كه در حجرش بوده ، تزويج كرده است . اين تزويج فضولى است ، چون هر چند با توافق پسرش بوده و نسبت به پسر فضولى نيست « 3 » اما نسبت به يتيمه كه غير بالغه است فضولى است . قال : ترثه ان مات . اگر
--> ( 1 ) - كلمهء ولى به ولى عرف كه از نظر شرعى ولايت ندارد - در كلمات فقهاء نيز اطلاق شده است ، مثلًا در خلاف ج ص آمده است . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، 26 / 11 ، كتاب الارث ، باب 11 از ابواب ميراث الازواج ، حديث اول . ( 3 ) - ( توضيح بيشتر كلام استاد مد ظله ) هر چند در روايت به توافق پسر اشاره نشده است ليكن از آنجا كه از مسلمات فقهى است كه پدر بر پسر بالغش ولايت ندارد و از طرفى اين روايت براى پسر حق امضاء قائل نشده است ( لا خيار له عليها ) معلوم مىشود كه ازدواج با توافق او صورت گرفته است و به اين جهت فضولى نيست .