السيد موسى الشبيري الزنجاني
4155
كتاب النكاح ( فارسى )
دلالت مىكند كه چهار روايت آن صحيحه و يكى غير صحيحه مىباشد ، درباره لزوم عقد پدر بر پسر صغير خود نيز يك روايت صحيحه وارد شده است ، در مقابل اين دسته روايات ، سه روايت وجود دارد كه يا ظاهرش با روايات فوق معارض است يا از آنها توهّم معارضه شده است . يكى صحيحه محمد بن مسلم كه ظهور آن روشن است . ديگرى صحيحه ابى عبيده حذاء كه دلالت آن محلّ بحث است . سوّم روايت يزيد كناسى كه به عقيده ما معتبر است ، ولى به جهاتى صلاحيت استناد ندارد . در جلسه پيش اشاره كرديم كه اين روايات در مقابل روايات لزوم عقد صلاحيت معارضه ندارند و در صورت عدم صلاحيت ، تأويل ، يا طرح مىشوند . حال مىخواهيم ببينيم كه آيا در صحيحه محمد بن مسلم كه ظهور آن در عدم لزوم عقد مىباشد مىتوان تأويلى ارائه داد كه از طرح روايت بهتر باشد . براى صحيحه محمد بن مسلم دو تأويل و توجيه ارائه كرديم و گفتيم كه اين دو توجيه را مىتوان بر هر دو مبناى ولايت و عدم ولايت اب و جد بر بكر بالغه رشيده منطبق ساخت اما بعد معلوم شد كه توجيه دوم فقط بنابر مبناى كسانى صحيح است كه براى پدر و جد در تزويج بكر بالغه استقلال قائل نيستند اما بر نظر مختار كه قائل به استقلال جد و پدر هستيم ، منطبق نمىشود . توضيح اين مطلب در ذيل توجيه دوم خواهد آمد . 2 ) توجيه اول صحيحه محمد بن مسلم صحيحه محمد بن مسلم را بر موردى حمل مىكنيم كه ولىّ بر خلاف مصلحت صبى و صبيه براى جهاتى مانند ايجاد محرميت ، دختر بچه را به عقد پسر يا بالعكس درمىآورد . چنين عقدى در ميان مردم نادر نيست بلكه به طور متعارف