السيد موسى الشبيري الزنجاني
4151
كتاب النكاح ( فارسى )
ذلك » « 1 » يعنى در مورد غلام ملاك بلوغ نهساله بودن نيست بلكه سن بلوغ در غلام با جاريه فرق مىكند . اين روايت از جهات عديده شذوذ دارد و تقريباً خلاف اتفاق قوم است برخى از جهات شذوذ عبارت است از : اوّل : در اين روايت آمده كه اگر صغيره قبل از نه سال تزويج شد ، بعد از بلوغ اختيار فسخ عقد را دارد امّا كبيره شد اختيار ندارد . دوم : در مورد بلوغ پسر دارد كه « أو يشعر فى وجهه » مو اگر در صورتش درآيد نشانه بلوغ است كه اين قسمت ، هم روايت معارض دارد و هم مخالف فتواى قوم است . سوم : در مورد اينكه پسر خيار دارد يا نه اول مىفرمايد كه پسر خيار دارد سپس مىگويد : « قلت فان أدخلت عليه امرأته قبل ان يدرك فمكث معها ما شاء الله ثم أدرك بعده فكرهها و تأبّاها . » بعد از بلوغ گفت من اين دختر را نمىخواهم . « قال : اذا كان أبوه الذي زوّجه و دخل بها و لذّ منها و أقام معها سنة فلا خيار له اذا أدرك » كه چنين تفصيلى را هيچ فقيهى قائل نشده است . روايت مشتمل بر امور شاذّة ديگرى نيز هست . روايتى كه از جهات مختلف فقهاء به آن عمل نكردهاند را بايد كنار گذاشت . بنابراين اشكال چهارم شهيد ثانى تمام به نظر مىرسد . صاحب حدائق مىفرمايد : ائمه عليهم السلام گاهى فتوايى كه حتى موافق با فتاواى فقهاى عامه هم نيست را القاء مىكردند تا فتواى شيعه يكدست نباشد و شيعيان شناسايى نشوند « نحن نلقى الاختلاف حقناً لدمائهم . » ممكن است اين روايت نيز از اين باب باشد ، به هر حال اين روايت را بايد كنار گذاشت .
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، 20 / 278 باب 6 از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ح 9