السيد موسى الشبيري الزنجاني

4290

كتاب النكاح ( فارسى )

1 ) توجيه رواياتى كه ولايت را منحصر در پدر و يا صحت عقد را منحصر در عقد او مىداند : صاحب جواهر و مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خوئى مىگويند ذكر « اب » در اين روايات از باب مثال است به قرينهء اينكه جدّ كه در آنها نامى از او برده نشده نيز ولايت داشته و عقد او مسلّماً صحيح است لذا منافات ندارد كه وصى نيز مانند پدر بتواند صغيره را تزويج كند . 2 ) مناقشهء استاد ( مد ظله ) استشهاد اين آقايان براى مثال بودن « اب » و توسعهء آن به هر ولىاى به اينكه ولايت داشتن جد و صحت عقد او قرينهء بر آن است ، صحيح نمىباشد زيرا استعمال كلمهء « اب » در پدر با واسطه كه شامل جد شود فراوان و شايع است و مىتوان با استناد به ادله‌اى كه براى جد نيز ولايت قائل شده و عقد او را صحيح دانسته كلمهء « اب » در اين روايات را به معناى اعم از پدر با واسطه و بلاواسطه اخذ كرد لذا اين قرينه براى توسعهء مذكور كافى نيست . علاوه بر اين كه اگر پدر از باب مثال بوده و موضوع حكم در واقع « ولى » باشد بايد در شمول حكم نسبت به مصاديقى مانند عمو ، دائى ، برادر و مادر ، به مشكل برخورد كنيم كه آيا اين عنوان شامل آنها نيز مىشود يا نه در حالى كه بلااشكال متفاهم از اين عبارت در روايات كه مثلًا مىگويد « لا ينقض النكاح الا الاب » و فقط پدر را ولى دختر مىداند اين است كه عمو يا برادر ولايتى بر او ندارند ؟ پس اين تقريب براى توسعه دادن كلمهء اب در مطلق « ولى » به طورى كه شامل وصى نيز گردد صحيح نيست . 3 ) پاسخ صحيح به استدلال به روايات حاصره ولايت در پدر به نظر ما جواب صحيح اين است كه بگوييم ولايت « اب » كه در مورد دختر نافذ