السيد موسى الشبيري الزنجاني

4135

كتاب النكاح ( فارسى )

اين روايت تفصيل بين پسر و دختر فهميده‌اند ، و فقط صبى بعد البلوغ اختيار فسخ نكاح را دارد . فرمايش ايشان را در جلسه بعد بررسى مىكنيم . دو توجيه شيخ طوسى براى دو روايت معارض توجيه اول : مرحوم شيخ كلمه خيار در روايت اول را بر معناى سومى غير از دو معناى ذكر شده در اين جلسه حمل نموده است و فرموده است كه خيار به معناى حق طلاق و جدا شدن است به اين معنا كه صبى مىتواند زن خود را طلاق دهد و صبيه نيز مىتواند از شوهرش مطالبه طلاق نمايد . شيخ در تهذيب مىگويد : قوله عليه السلام : « لكن لهما الخيار اذا ادركا » يجوز ان يكون اراد لهما ذلك بفسخ العقد ، امّا بالطلاق من جهة الزوج و اختياره او مطالبة المرأة له بالطلاق و ما يجرى مجرى ذلك لمّا يفسخ العقد « 1 » توجيه دوم : مرحوم شيخ رحمه الله مىفرمايد : كلمهء اب معناى عامى دارد و همچنان كه در مورد پدر استعمال مىشود مىتواند در مورد جد نيز به كار برود و ولايت جد مشروط به حيات پدر است و در اين روايت محتمل است ، مراد از « اب » جدّى باشد كه فرزند خود را از دست داده است . چنين جدّى چون پدر از دنيا رفته ولايت ندارد . پس عقد او بر نوه فضولى بوده متوقف بر اختيار آنها بعد البلوغ است . « و يحتمل ان يكون المراد بهذين الخبرين من ذكر الاب فيهما الجدّ اذا كان اب الجارية ميتاً » . « 2 » ادامه بحث در اين زمينه به جلسه آينده موكول مىشود . « * و السلام * »

--> ( 1 ) - تهذيب 7 / 382 و استبصار 3 / 237 . ( 2 ) - تهذيب 7 / 384 ، استبصار ، 3 / 239 .