السيد موسى الشبيري الزنجاني

4286

كتاب النكاح ( فارسى )

و عرف امروزه نظائر زيادى دارد استعمال شده باشد . « 1 » بر اين اساس مىگوييم : چون در روايات مذكوره تصريح نشده كه سفارش‌كننده چه كسى است . آيا پدر و جدّ است يا شخص ديگرى مثلًا خود زن ؟ لذا احتمال دارد منظور از « الرجل يوصى اليه » كسى است كه خود زن به او سفارشِ پرداختن به امر تزويجش را نموده كه اصطلاحاً همان وكيل است نه اينكه پدر و جدش او را براى بعد از مرگ وصى قرار داده باشند . همان گونه كه پيش از اين در توجيه حق دخالت داشتن « اخ » نيز همين توجيه را بيان كرديم . خصوصاً اگر به ذيل روايت كه دسته‌اى ديگر را نيز اضافه مىكند توجه كنيم كه مىفرمايد : « او من يجوز امره فى مال المرأة فيبتاع لها و يشترى » . منظور از اين عبارت شخصى است كه با توكيل زن چنين اختيارى را پيدا كرده است . لذا به نظر مىرسد منظور از دو دستهء پيش از آن ( اخ ، الرجل يوصى اليه ) نيز برادر و يا كسى باشد كه زن آنها را وكيل كرده و ذكر اين افراد همه از باب مثال باشد . شيخ طوسى نيز در نهايه تعبيرى دارد كه گويا ايشان نيز از اين روايت همين معنا را فهميده است عبارت ايشان چنين است : « و الذى بيده عقدة النكاح الاب او الجد مع وجود الاب الادنى او الاخ اذا جعلت الاخت امرها اليه او من وكّلته فى امرها » . « 2 » ب : استدلال به رواياتى كه « الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ » را به « ولى امرها » تفسير نموده‌اند 1 ) توضيح استدلال در برخى روايات همچون صحيحهء عبد الله بن سنان و رفاعة « 3 » در تفسير « الَّذِي

--> ( 1 ) - استاد مد ظله در يكى از دروس آتى از اين نظر عدول مىكنند و استدلال به اين دسته روايات را صحيح دانسته و استدلال به عموم تعليل صحيحه محمد بن مسلم را نادرست مىدانند . ( 2 ) - ( توضيح بيشتر ) نهايه شيخ طوسى ، برگرفته از متون اخبار با همان الفاظ يا الفاظ نزديك به آن مىباشد ، تعبير فوق مىتواند برگرفته از روايات پيشين باشد ، با اين توضيح ، مراد شيخ طوسى از « اخ » ، اخ وكيل از سوى دختر بوده و ساير عناوينى كه در روايت ذكر شده همگى در عنوان « من وكلته فى امرها » مندرج بوده ، و از جمله « الرجل يوصى اليه » از مصاديق همين عنوان مىباشد . ( 3 ) - وسائل 20 : 282 / 25632 و 25633 . ابواب عقد النكاح و اولياء العقد باب 8 ح 2 و 3 ، جامع الأحاديث ، 25 :