السيد موسى الشبيري الزنجاني
4235
كتاب النكاح ( فارسى )
ابنه ، و لابنه ايضاً يزوجها ، فقلت : فان هوى ابوها رجلًا و جدّها رجلًا ؟ فقال : الجدّ اولى بنكاحها « 1 » . معناى روايت : پدر و جدّ هر دو در تزويج دختر استقلال دارند و چنانچه عقدى كردند نافذ و صحيح است و اگر پدر به فردى تمايل داشت و جدّ به فرد ديگرى ، نظر جدّ مقدم است . كلمه جواز و اولويت هر دو به معناى حكم وضعى است « فهو جائز على ابنه » يعنى صحيح و نافذ است و « الجدّ اولى بنكاحها » يعنى جدّ ذاتاً تقدم دارد ، هر چند پدر هم حق تزويج دارد اما اگر تزاحمى در بين بود جدّ مقدم است و عقد او صحيح است به خصوص با توجه به اين كه اين روايات در محيطى صادر شده كه فتاوى عامه مطرح بوده و آنچه بين عامه مطرح بوده صحّت عقد اب و جدّ بوده نه جواز تكليفى آن . شبهه اطلاق در حديث : ممكن است كسى بگويد جمله « الجد اولى بنكاحها » اطلاق دارد و حتى موردى را كه نزاعى در بين نبوده و پدر اطلاع پيدا نكرده كه جد چنين فردى را در نظر گرفته ، نيز شامل مىشود و در اين مورد هم اگر پدر زودتر اقدام به تزويج كند فايدهاى ندارد و عقد او صحيح نيست ، چون در مقام ثبوت ، هواى جدّ در مورد خاصى بوده و تقدم دارد و تقدم عملى عقد پدر بىنتيجه و عقد باطل است . جواب شبهه : اين برداشت ، جمود به لفظ است و متفاهم عرفى از روايت صورتى است كه پدر و جدّ هر دو نظر هم را مىدانند . چون وقتى گفته مىشود پدر كسى را در نظر گرفته و جدّ فرد ديگرى را ، نظر كدام مقدم است ؟ عرفاً چنين فهميده مىشود كه ناظر به موارد متعارف است كه پدر و جد ، با هم تبادل نظر مىكنند و از تصميم يكديگر اطلاع دارند .
--> ( 1 ) - وسائل ، ج 20 ، ص 289 ، ب 11 ، از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ح 1 .