السيد موسى الشبيري الزنجاني
3871
كتاب النكاح ( فارسى )
انحصارى دختر اشهر است . لذا ادعاى اجماع يا شهرت بر استقلال انحصارى دختر قطعاً مخدوش است . كسانى كه قبل از محقق قائل به استقلال شدهاند 1 . ابن جنيد 2 . شيخ مفيد 3 . سيد مرتضى 4 . شيخ طوسى در تبيان . 5 . سلار 6 . ابن ادريس . در مقابل 9 نفر انكار استقلال كرده است 1 . ابن ابى عقيل عمّانى كه اقدم بر ابن جنيد اسكافى است . 2 . شيخ صدوق 3 . شيخ مفيد در مقنعه ، زيرا آراء شيخ مفيد در كتابهايش مختلف است 4 . شيخ طوسى در 5 كتاب نهايه و خلاف و مبسوط و تهذيب و استبصار 5 . أبو الصلاح حلبى 6 . ابن براج 7 . قطب راوندى 8 . ابن زهره 9 . قطب الدين كيدرى « 1 » بنابراين چه شهرت قدمايى را معيار قرار دهيم و چه شهرت مطلق را معيار قرار دهيم شهرت فضلًا عن الاجماع در بين نيست . پس از بررسى اقوال ظن به يك طرف فضلًا عن الاطمينان به دست نمىآيد . از اين رو بايد سراغ ساير ادلّه برويم . تذكر اوّل : كتبى كه به آنها اشاره شد همه را ما مراجعه كرديم تنها صاحب الواسطه كتابش در دست نبود . در كشف الرموز گويد : صاحب الواسطه كه همان ابن حمزهء طوسى باشد قائل به استقلال شده است . ابن حمزه دو كتاب معروف در فقه داشته است يكى وسيله كه به دست ما رسيده است و ديگرى واسطه است كه در دست نيست . من احتمال مىدهم مطلبى كه كاشف الرموز به صاحب الواسطه نسبت مىدهد همان مطلبى باشد كه در وسيلهء ابن حمزه است . اين تعبير شبيه اين است كه وقتى در نهاية المرام صاحب مدارك مطلبى را مىبينيم مىگوييم صاحب مدارك چنين گفته است و منظورمان در نهاية المرام است نه در مدارك . لكن اين تعبير را معمولًا جايى به كار مىبرند كه يكى از دو كتاب معروفتر باشد و صاحب دو كتاب به كتاب معروفتر شهرت پيدا كند . البته من نمىدانم در آن دوره آيا شهرت واسطه بيشتر از وسيله بوده است يا نه ، به هر حال بعيد نيست كه مراد كاشف الرموز از اينكه فرموده كه صاحب الواسطه چنين گفته است ، همان عبارت وسيله باشد .
--> ( 1 ) - تذكر عدد كتب طبق اين بيان به 12 رسيد بنابراين دو كتاب از بيان افتاده است .