السيد موسى الشبيري الزنجاني

3855

كتاب النكاح ( فارسى )

مخالف در ميان فقها است . ولى ممكن است ايشان فتواى محقق كركى كه معاصر او است و اندكى بر او تقدم دارد را ديده ( و به نظرم با اينكه با او هم مسلك نبود ولى از مشايخ اجازهء او نيز مىباشد ) و يا گفتهء آن كسى كه از شهيد اول ( و لو اشتباهاً ) قول به تفصيل را نقل كرده ملاحظه نموده ، و يا مانند صاحب مفتاح الكرامه از عبارت تذكره به اشتباه برداشت وجود اجماع بر هر دو قول نموده ( و ما عبارت تذكره را بررسى خواهيم كرد ) ، و بر اساس آن ، قول به ولايت مطلق اب و جدّ را به صورت اجماعى نقل نكرده و آن را به مشهور نسبت داده است . صاحب حدائق دعواى شهرت بر تفصيل نموده است . ولى ظاهراً دعواى ايشان به خاطر اين است كه فقهايى را همچون محقق كركى و شهيد ثانى در سه كتابش و محقق اردبيلى و صاحب مدارك و بنا به نقلى شهيد اول و نيز سبزوارى و فيض هر دو در يك جاى كتابشان ملاحظه كرده و قول به تفصيل را به مشهور نسبت داده است . و الّا همانطور كه عرض كرديم پيش از محقق ثانى هيچ كس قائل به تفصيل نشده و اين نظريه را از زمان ايشان به بعد برخى اختيار كرده‌اند . لذا اگر كسى قول به ولايت اب و جد بر مجنون خواه جنونش متصل به زمان صغر و خواه منفصل از آن باشد را اجماعى بداند ( اجماع بين قدما از زمان پيش از محقق ثانى ) سخنى دور از واقع نگفته است . د ) آيا علامه در تذكره بر هر دو قول ؛ مدعى تحقق اجماع شده است ؟ صاحب مفتاح الكرامه مىگويد علامه در يك جاى تذكره دعواى اجماع بر ولايت اب و جدّ و در جاى ديگر دعواى اجماع بر ولايت حاكم كرده است . ولى به نظر مىرسد ايشان در اين كتاب تناقض‌گويى نكرده است . مرادش از دعواى اجماع بر ولايت حاكم اصل ولايت داشتن او و لو در طول ولايت اب و جدّ است نه اينكه با وجود پدر و جدّ ولى او را حاكم بداند . عبارت ايشان در مورد ولايت پدر بر مجنون