السيد موسى الشبيري الزنجاني
3372
كتاب النكاح ( فارسى )
7 ) پاسخ استاد مد ظله به اشكال مرحوم آقاى خويى : به نظر ما اين اشكال به مرحوم شيخ وارد نيست و مىتوان رفع قلم را علت براى ثبوت ديه بر عاقله دانست و ليكن عليّت مع الواسطه نه بلا واسطه . بيان مطلب اين است كه ، چنانچه در معقول نيز گفتهاند اگر چيزى علّت براى ملزوم بود مع الواسطه علّت براى لازم نيز هست يعنى اگر فرض كرديم شيء اى عليّت تحقق آتش است همان شيء علت براى به وجود آمدن حرارت نيز هست ولى با واسطه ، در ما نحن فيه نيز رفع قلم مستقيماً و بدون واسطه علت براى عدم حكم به قصاص و پرداخت ديه مىباشد و ليكن چون از نظر شرعى اين ملازمه ثابت شده است كه خون شخص مسلم هدر نيست و اگر مسلمانى كشته شد و بر قاتل نه قصاص ثابت بود نه ديه ( چون نه عمدى بوده است و نه شبه عمد ) در اين صورت وظيفه عاقلهء او است كه ديه را بپردازند . بر اين اساس حديث رفع اگر چه تنها قصاص و ديه را از قاتل رفع مىنمايد ( ملزوم ) ولى با توجه به ملازمهء فوق كه از جهت شرعى ثابت است ، مىتوان گفت كه حديث رفع علّت براى ثبوت ديه بر عاقله ( لازم ) نيز هست . و از اين جهت اشكالى به كلام مرحوم شيخ وارد نيست . « 1 » 8 ) دو اشكال از استاد مد ظله به كلام مرحوم شيخ : با اين حال به نظر ما دو اشكال به كلام مرحوم شيخ وارد است اولًا : اينكه مرحوم شيخ فرمودند نحوهء ارتباط جمله « و قد رفع عنهما القلم » با جمله قبل حتماً بايد به يكى از دو صورت عليتى يا معلولى باشد ، اين بيان تمام نيست و وجه ارتباط منحصر به آنچه شيخ بيان فرمودهاند نيست . بلكه ممكن است
--> ( 1 ) اين جواب در خود كلام مرحوم آقاى خويى نيز آمده است ايشان پس از انكار عليت رفع قلم نسبت به حكم ثبوت ديه بر عاقله چنين مىفرمايند « غاية الامر : انه ثبت فى الشريعة المقدسة أن دم المسلم لا يذهب هدرا ، و من الظاهر أن هذا الحكم مع ما دل على ان عمد الصبى خطاء يلازم ثبوت دية الجناية الصادرة من الصبى على عاقلته » .