السيد موسى الشبيري الزنجاني

3289

كتاب النكاح ( فارسى )

1 / 8 / 1380 سه‌شنبه درس شمارهء ( 353 ) كتاب النكاح / سال چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الف ) توضيح مختار مرحوم آقاى داماد در بحث واجب معلق و مشروط و دفع اشكال وارد بر آن : گفتيم كه مرحوم آقاى محقق داماد در مورد اين نزاع كه آيا واجبى به عنوان واجب مشروط به اين معنا كه اصل اراده و وجوب مشروط به حصول شرطى باشد به طورى كه تا قبل از تحقق آن شرط ، مولا اراده‌اى نسبت به انجام فعل نداشته باشد ، تصوير دارد ؟ يا اينكه تعليق و شرط همانطورى كه مرحوم شيخ انصارى فرموده‌اند ، هميشه مربوط به واجب و متعلّق تكليف است و خود اراده و تكليف تعليق‌بردار نيست ؟ مدعاى مرحوم شيخ در انكار واجب مشروط را پذيرفته و آن را با بيانى مخصوص به خود توضيح مىدادند ، حاصل بيان ايشان اين است كه ؛ وقتى مولايى تكليفى را كه مشروط به شرطى است كه در آينده حاصل مىشود ، قبل از تحقق آن شرط به عبدش متوجّه مىسازد ، همانا غرض او از اين تقديم اين است كه اگر امتثال اين تكليف در زمان خود ( زمان تحقق شرط و معلق عليه ) ، نيازمند تمهيد مقدماتى است كه از اينك بايد نسبت به آنها اقدام شود ، عبد مىبايست از هم اينك مشغول تهيهء آن مقدمات شود و اگر چنانچه به خاطر اهمال در تحصيل مقدمات ، آن واجب در زمان خود ترك شود ، او معذور نخواهد بود . پس از اين نكته در مىيابيم كه اراده و خواست مولا نسبت به تحقق آن واجب از همان ابتلاء و قبل از حصول شرط نيز فعليت دارد نه اينكه اراده و طلب نيز معلّق بر حصول آن شرط است . چرا كه اگر اراده و طلب ( وجوب ) نيز غير فعلى و معلق بود . تقديم تكليف و خطاب بر زمان حصول شرط خالى از نكته و فايده‌اى بود كه ذكر شده و بعبارت ديگر هيچ فايده‌اى در تقديم خطابِ فاقد اراده و طلب بر زمان حصول شرط وجود نداشت .