السيد موسى الشبيري الزنجاني

3368

كتاب النكاح ( فارسى )

نمازش باطل نباشد ( يا مثلًا اگر عمداً طواف يا تقصير را در حجّ ترك نمايد ، حجّ او باطل نباشد و همچنين اگر عمداً هنگام ذبح تسميه نگويد ، ذبيحهء او حرام نباشد ( هكذا ) با اينكه مسلماً اين امور اگر به صورت عمدى از صبى صادر شوند موجب بطلان عمل او مىشود و حكم به صحت مستلزم تأسيس فقه جديدى است . پس نمىتوان قائل به وجود اطلاق در حديث عمد الصبى . . . » شد . نظر استاد مد ظله اين اشكال دوم به نظر ما نيز اشكال صحيح و واردى است . و كلام مرحوم آقاى خويى در اين قسمت تمام است . 5 ) كلام مرحوم شيخ انصارى در مورد روايت أبو البخترى : مرحوم شيخ انصارى به مناسبت ذكر روايت « عمد الصبى و خطأه واحد » به نكته‌اى اشاره مىنمايند و آن اين است كه مىفرمايند اگر چه ما قبلًا در دلالت احاديث « رفع القلم عن الصبى » و مانند آن بر بطلان عقود صبى مناقشه كرديم و بر اساس سه اشكالى كه به دلالت اين احاديث وارد نموديم . دلالت آنها را نپذيرفتيم ، و ليكن در بين آن احاديث ، روايتى وجود دارد كه جملهء « رفع القلم عن الصبى » در ذيل عبارت « عمد الصبى خطأه » واقع شده است كه با توجّه به آن روايت مىتوان به حديث « رفع قلم » نيز براى بطلان عقود صبى ، تمسك نمود . قبل از توضيح مطلب مناسب است ، متن روايت مذكور را ذكر نماييم . « عبد الله بن جعفر فى قرب الأسناد عن علىّ بن السندى عن ابى البخترى عن جعفر ، عن أبيه ، عن على عليه السلام انه كان يقول ؛ فى المجنون و المعتوه الذي لا يفيق و الصبى الذي لم يبلغ : عمدهما خطاء تحمله العاقلة ، و قد رفع عنها القلم » محل شاهد جمله « و قد رفع عنهما ( المجنون و الصبى القلم » است كه بعد از جمله « عمد هما خطاء . . . » واقع شده است . مرحوم شيخ مىفرمايند جمله « و قد رفع عنهما القلم » جمله‌اى بىارتباط و اجنبى با كلام قبل