السيد موسى الشبيري الزنجاني
3332
كتاب النكاح ( فارسى )
راه حل اوّل : زائد گرفتن « واو » يا « ثم » در اين آيه . راه حل دوّم : مجرور دانستن « اذا » به « حتى » ، در نتيجه اذا حرف شرط نيست تا جزا بخواهد . نتيجه اين بحث اين است كه در آيات بحثانگيز ما ، ممكن است به عنوان يك راه حل و توجيه ، كسانى چون اخفش ، قائل به شرطى نبودن « اذا » شده باشند ، ولى اولًا : جمهور چنين نظرى را نپذيرفتهاند ، ثانياً : اخفش هم در اين آيات راه حل انحصارى را شرطى نبودن حتى نمىداند ، بلكه تنها يكى از راه حلها مىداند ، ثالثاً : اخفش هم اين مطلب را خلاف اصل اولى مىداند و براى حل مشكل آيه بدان دست مىيازد ، بنابراين نمىتوان آيه ابتلاء يتامى را به اين گونه آيات مقايسه كرد . در پايان اين بحث اشاره به اين نكته مفيد است كه معناى اين كلام نحويان كه « حتى » قبل از « اذا » حرف ابتداء است اين نيست كه « حتى » معنايى ندارد ، بلكه مراد اين است كه حتى عامل نيست ، و حرف عطف هم نمىباشد ، بر خلاف موارد ديگر كه حتى جاره است و يا حرف عطف مىباشد ، بنابراين ، ابتدايى بودن « حتى » تنها به جنبهء لفظى آن كار دارد ، ولى از جهت معنى ، حتى ابتدايى مىتواند براى تعليل يا براى انتهاء غايت باشد . « * و السلام * »