السيد موسى الشبيري الزنجاني
3318
كتاب النكاح ( فارسى )
« حتى » حرف ابتداء و براى تعليل باشد و « اذا » شرطيه باشد كه جمله شرطيه و جزاء ( فَإِنْ آنَسْتُمْ . . . فَادْفَعُوا . . . ) جزاى آن باشد و در وجه آن مىگويند كه غالباً « اذا » هايى كه بعد از حتى به كار مىرود شرطيه است و خلاف آن نادر است و معناى آيه طبق اين احتمال اين است كه « واجب است امتحان و ابتلاى يتامى به خاطر اين كه اگر به حدّ بلوغ رسيدند و استيناس رشد نيز از آنها شد . اموالشان را به آنها بدهيد . پس شرط دادن اموال ، مجموع رشد و بلوغ است . اين احتمال از نظر نتيجه با احتمال سوم يكسان است و طبق هر دو احتمال هم رشد شرط است و هم بلوغ . مرحوم آقاى خمينى در مقابل مرحوم صاحب جواهر كه اصرار دارد « اذا » شرطيه است مىفرمايند بر فرض اين كه بپذيريم استعمال « اذا » در غير شرط نادر است و ليكن چون ميزان در استظهارات ، فهم عرف است ، عرف در آيهء محل بحث « اذا » را شرطيه نمىداند و از طرف ديگر ظهور عرفى از كلمه « حتى » نيز براى غايت است و استعمال او به عنوان صرف ابتداء و به معناى تعليل - چنانچه طبق تفسير مرحوم صاحب جواهر اين گونه است - نادر مىباشد . سپس مرحوم آقاى خمينى متعرض جواب از اشكالاتى شدهاند كه مرحوم صاحب جواهر به احتمال سوم كه « حتى » در آن به معناى غايت است وارد كردهاند . مرحوم صاحب جواهر فرموده است : اگر « حتى » به معناى غايت باشد ، لازمهء آن اين است كه وجوب ابتلاء و امتحان تا زمان بلوغ باشد و در صورتى كه رشد آنها قبل از بلوغ ثابت نشد ديگر امتحان واجب نيست و چون شرط دادن مال احراز رشد است بايد منتظر باشيم هر وقت تصادفاً احراز رشد شد مال را به آنها بدهيم و معناى اين كلام اين است كه محجوريت بالغ از صبى بيشتر باشد و بالغين محدودتر از كودكان باشند . مرحوم آقاى خمينى به اين اشكال يك جواب نقضى و يك جواب حلّى