السيد موسى الشبيري الزنجاني
3313
كتاب النكاح ( فارسى )
شايع است . بلكه مدخول « حتى » بلوغ است كه همانند ساير موارد ديگرى كه حكم روى بالغين رفته است مراد تمامى ازمنهء بلوغ است نه تنها اوائل آن ، وقتى مىگويند البالغ الذي وضع عليه القلم نه اينكه مراد فقط اوائل بلوغ باشد بلكه تمامى ازمنه بلوغ ( از ابتدا تا انتهاى زمان حيات ) را شامل مىشود . در همان مثال « اكلت السمك حتى رأسها » نيز بنابر فرض اينكه مدخول « حتى » داخل در حكم ما قبل آن باشد مراد اين نيست كه فقط ابتداى رأس ماهى را نيز خورده است . پس خلاصه مدخول « حتى » اعم است و اختصاصى به اوائل بلوغ ندارد . البته به نظر ما جواب ديگرى مىتوان به اشكال فوق داد و آن عبارت است از مطلبى كه مرحوم آخوند در بحث مشتق « كفايه » فرمودهاند « 1 » ، كه عناوينى كه در موضوعات احكام اخذ مىشود ، اگر موضوعيتى داشته صرفاً عنوان مشير نباشد گاهى حدوثاً و بقاءً ، حكم تابع آن عنوان است و گاهى نيز تنها حدوثا حكم تابع صدق آن عنوان است و ذكر عنوان تنها بيان كنندهء عليّت مبدأ آن عنوان براى ترتب حكم است . حال در محل بحث نيز ما مىگوئيم اخذ عنوان « يتيم » در آيهء شريفه از قبيل قسم دوم يعنى مواردى كه تنها عنوان در حدوث حكم نقش دارد ، مىباشد و بنابراين اشكالى ندارد كه حكم ابتلاء و امتحان نمودن حتى در زمان بلوغ نيز باشد هر چند در زمان بلوغ عنوان « يتيم » صادق نباشد و به عبارت ديگر ابتلاء و امتحان كه روى عنوان « يتامى » رفته است اگر بخواهد حتى بعد از زمان بلوغ نيز ادامه داشته باشد ، لازمهء آن اين نيست كه بعد از بلوغ نيز به آنها اطلاق « يتيم » شود بلكه صدق عنوان « يتيم » صرفاً براى حدوث وجوب ابتلاء لازم است . 2 ) كلام مرحوم امام خمينى در مورد احتمال دوم و بيان استاد مد ظله : احتمال دومى كه مرحوم آقاى خمينى در تفسير آيه شريفه ذكر نمودهاند اين
--> ( 1 ) كفاية الأصول ، ص 49 ، طبع مؤسسه آل البيت عليهم السلام .