السيد موسى الشبيري الزنجاني
3406
كتاب النكاح ( فارسى )
ظاهر اين روايات اين است كه ذنب از حاجى سر مىزند و حرمت آن هم باقى است ولى نوشته نمىشود ، نه از باب سالبه بانتفاء الموضوع ، اصلًا ذنب از وى سر نمىزند ، در اينجا ، تأمين از عقاب داده شده ، با اين كه حرمت برقرار است ، اين اشكال را در اينجا هر گونه جواب گفتيد ، جواب در ساير موارد خواهد بود . ان قلت : در برخى از روايات معتبره ، در زمينه فضل حج همچون صحيحه معاويه بن عمار عن ابى عبد الله عليه السلام مىخوانيم : « و لا تكتب عليه الذنوب اربعة اشهر و تكتب له الحسنات الّا ان يأتى بكبيرة » « 1 » ، بنابراين ممكن است ، جواب مرحوم نايينى از آيه عفو از صغاير در اينجا هم بيايد ، عفو از حاجى مشروط به آن است كه گناه كبيره انجام ندهد . قلت : اين مطلب محتمل است ، ولى عفو ، مشروط به عدم انجام كبيره در چهار ماه است ، و چه بسا انسان مطمئن شود كه در حديث ، چهار ماه كبيره انجام نخواهد داد و اين با مورد آيه شريفه كه مادام العمر بايد كبيره را ترك كند تا صغاير مورد عفو قرار گيرد فرق دارد . چه ، هيچ كس چنين اطمينانى ندارد كه هيچ كبيرهاى در كل مدت عمر بجا نخواهد آورد . اشكال حلّى اين مطلب اين است كه : رادع از ارتكاب معاصى ، تنها عقاب نيست بلكه محروميت از ثواب خودش رادع مكلفين از ارتكاب معاصى است به ويژه اگر محروميت از ثوابهاى بسيار زيادى كه در باب حج مطرح است باشد و چه بسا مسأله غفران ذنوب كه در باب حج از خواصّ آن است ، با انجام گناههاى بعدى از بين برود . البته رادعيت عقاب و جهنم قوىتر است ، ولى ما دليل نداريم كه در هر معصيت
--> ( 1 ) تهذيب 5 : 19 / 2 و با اختلاف در الفاظ در محاسن 1 : 63 / 113 ، ( توضيح بيشتر ) شبيه اين مطلب در رواية سعد اسكاف عن ابى جعفر عليه السلام هم با اين لفظ آمده است : فاذا قضى نسكه غفر الله له ذنوبه و كان ذا الحجة و المحرّم و صفر و شهر ربيع الاوّل اربعة اشهر تكتب له الحسنات و لا تكتب عليه السيئات الا ان يأتى بموجبة ، فاذا مضت الاربعة الا شهر خلط بالناس ، اين حديث بدون استثناء ( الا ان يأتى بموجبة ) به اختصار در تهذيب 5 : 19 / 1 با سند خود از سعد اسكاف نقل شده است .