السيد موسى الشبيري الزنجاني

2968

كتاب النكاح ( فارسى )

مفاد آن طلاق دادن مىباشد و اگر در مورد زن معتده اين كلمه به كار برده شود به معناى عدم رجوع تا انقضاى عدّه و اگر پس از پايان عده در زمانى كه هنوز زن در خانه شوهر است ، يا در جايى كه زن عده ندارد و طلاق داده شود و هنوز زن در خانه شوهر باشد واژه تسريح به كار رود مفاد آن آزاد ساختن تكوينى و اجازه دادن به زن براى رفتن از منزل مىباشد . با عنايت به اين نكته ، تسريح در آيات قرآنى مفاد مختلفى دارد ، در آيه شريفه احزاب / 28 ؛ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها ، فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا ) چون مفعول تسريح ، ازواج النبى مىباشد ، تسريح به معناى طلاق دادن مىباشد . در آيه بقره / 231 [ پس از آيه مورد بحث ] ، إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ، فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ، و نيز در آيه طلاق 1 و 2 ؛ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ . . . فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ، چون فرض مطلقه بودن زن شده قهراً مراد از تسريح و مفارقه ، طلاق نيست ، بلكه با توجه به بحثى كه استاد مد ظله مطرح مىكنند كه آيا مراد از « فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ » پايان يافتن عده است يا نزديك پايان عده شدن ؟ معناى دوم يا سوم تسريح در اين دو آيه مراد خواهد بود . در آيه شريفه احزاب / 49 ، إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ، ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها ، فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا ) ظاهراً مرجع ضمير « هن » : المؤمنات المطلقات قبل المسّ مىباشد ، لذا نمىتواند مراد از تسريح طلاق باشد ، بلكه ظاهراً مراد تسريح تكوينى و آزادسازى خارجى مىباشد . در آيه مورد بحث هم نكته اصلى در فهم مفاد « تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » آن است كه متعلّق اين عبارت روشن گردد ، در اين زمينه در حاشيه بررسى كلام مرحوم آقاى خويى دوباره بحث خواهيم كرد . 4 ) كلام مرحوم آقاى خويى درباره آيه 232 بقره : با فاصله يك آيه پس از آيه مورد بحث ، اين آيه قرار دارد : ( وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ