السيد موسى الشبيري الزنجاني
2531
كتاب النكاح ( فارسى )
صغيره دارد . سپس يكى از كبيرهها به صغيره شير بدهد و چون عنوان امّ الزوجه به او منطبق مىشود نكاح او منفسخ مس شود . زيرا در تحريم امّ الزوجه ، دخول به زوجه شرط نيست . نكاح صغيره نيز باطل مىشود ، چون جمع بين ام و بنت جايز نيست « 1 » سپس كبيرهء دوم اين صغيره را شير مىدهد ( خواه كبيره دوم مدخوله باشد يا نباشد ) بر اين كبيرهء دوم عنوان « امّ من كانت زوجةً » منطبق مىشود . در مسئلهء اول ، يعنى مسئلهء بنت من كانت زوجةً خلافى نقل نشده است همه در مسئلهء « بنت من كانت زوجةً » حكم به تحريم موبد كردهاند . شيخ هم در مبسوط ، در اين مسأله خلافى از شيعه و سنى نقل نمىكند . « 2 » امّا مسأله « امّ من كانت زوجةً » مورد خلاف واقع شده است . و روايت على بن مهزيار « 3 » نيز در همين مسئلهء اخير وارد شده است . شيخ طبق اين روايت در نهايه صريحاً و در مبسوط ظاهراً ، حكم كرده كه كبيرهء دوم حرام مؤبّد نيست . ولى خيلى از فقهاء بعد از او حكم به تحريم كردهاند . به هر حال ، مسأله معنون بوده است . ليكن در باب الرضاع آن را عنوان كردهاند . حال ما عبارت مبسوط را نقل مىكنيم ، چون احتياج به توضيحى دارد . سپس ادلهء مسأله را مطرح مىكنيم . 3 ) توضيح عبارت مبسوط : اذا كان له أربع زوجات إحداها صغيرة لها دون الحولين ( چون شرط رضاع محرِّم اين است كه رضاع قبل از دو سال باشد ) و ثلاث كبائر بهنّ لبنٌ ( كه اين كبائر شير هم دارند ) فأرضعت إحدى الكبائر هذه الصغيرة انفسخ نكاحهما معاً ( چون جمع بين
--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) در اين مسأله هم اگر كبيره اول با شير شوهر فعلى خود ، صغيره را شير دهد ، صغيره دختر اين شوهر شده و در نتيجه محرم ابدى مىگردد ، ولى اگر شير از شوهر قبلى باشد ، نكاح صغيره باطل مىگردد ولى صغيره محرم ابدى نمىشود . ( 2 ) المبسوط ، ج 5 / 300 و 299 عند قوله : اذا كان له اربع زوجات ثلاث صغار لهن دون الحولين . ( 3 ) وسائل الشيعة ، ج 20 / 402 باب 14 من ابواب ما يحرم بالرضاع ، ح 1 ، رقم 25938 .