السيد موسى الشبيري الزنجاني

2516

كتاب النكاح ( فارسى )

روايات وجود دارد اين است كه " مِنْ نِسائِكُمُ " را قيد حكم يعنى " حُرِّمَتْ " بگيريم نه قيد موضوع ، تا اشكال شيخ و علامه رحمه الله مطرح شود . لذا حكم آيه ، يعنى محروميت از مادر زن و محروميت از دختر زن ( ربيبه ) مقيد مىشود به فرض مدخوله بودن زن ، منتهى چنين معنايى به لحاظ مقام اثبات ، محتاج دليل است و اگر روايات جواز خالى از اشكال بودند ، آيه را هم بر طبق آنها معنا مىكرديم . ولى با توجه به اينكه روايات معارض دارند و ما جانب حرمت را ترجيح داديم ، همانطور كه مشهور اصحاب قائل هستند ، لذا به نظر ما ، ام الزوجه مطلقاً حرمت ابد دارد ، خواه زن مدخوله باشد و خواه مدخوله نباشد . ضمناً ظهور آيه هم چندان قوى نيست كه بتواند ملاك ترجيح قرار بگيرد ، با توجه به اينكه ما فقط ظهور اطمينانى را حجت مىدانيم . 5 ) مسأله حرمت بنت الزوجة : در حرمت ابدى بنت الزوجه ، دخول به زوجه معتبر است و در اين بحثى نيست و صريح آيه و روايات بر اين مطلب دلالت دارد . در ضمن ، در حجر بودن بنت الزوجه دخالتى در حكم ندارد . فقط يك بحثى در اين قسمت قابل تعقيب است و نياز به فحص بيشتر دارد و آن اينكه آقايان فتوى داده‌اند كه اگر كسى همسرى داشت و بعد از هم جدا شدند ، سپس زن رفت و با شخص ديگرى ازدواج كرد و صاحب دخترى شد ، اين دختر هم بر شوهر سابق مادرش حرام ابد است با اينكه در اين فرض صدق ربيبه مشكوك است چون اين دختر اصلًا تحت تربيت آن مرد قرار نگرفته است . بر فرض اينكه ربيبه هم صدق كند ، ربائب در آيه قيد شده به اينكه من نسائكم باشد ، درحالىكه در فرض مزبور ، اين دختر زمانى متولد شده كه مادرش از زوجيت شوهر اول خارج شده و لذا مصداق من نسائكم نبوده است ، پس دختر هم مصداق بنت الزوجه نيست ، بلكه " بنت من كانت زوجة " مىباشد . همانطور كه در مسأله زوجه صغيره‌اى