السيد موسى الشبيري الزنجاني
2514
كتاب النكاح ( فارسى )
اينكه بگوييم " من " در اينجا به معناى اتصال و ارتباط است ، نظير آيه " الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ " يعنى همه به هم مرتبط و متصل هستند . در اينجا هم ما در و دختر به طورى با هم مرتبط هستند كه مصحح تعبير " مِنْ نِسائِكُمُ " مىتواند باشد . شايد نظر علامه اين باشد كه اين معنا هر چند خلاف ظاهر است اما به قرينه آن دو روايت صحيحه به اين معناى مجازى ملزم مىشويم . ( البته اين معناى صاحب كشاف به نظر ما تمام نيست ) احتمال دوم : اين است كه " من " را به همان معناى تبعيض بگيريم ، اما تبعيض ادعايى نه تبعيض حقيقى ، نظير حديث " حسينٌ منّى و انا من حسين " يعنى در اثر شدت ارتباط و پيوستگى كانه هر كدام جزئى از ديگرى است . در اينجا هم مادر و دختر ادّعائاً جزء يكديگر فرض شدهاند كه حكم واحدى دارند و احترام به هر كدام ، احترام به ديگرى است . در اشعار فارسى هم عبارت " بنى آدم اعضاى يكديگرند اشاره به همين تبعيض ادّعاى دارد . ممكن است كلام علامه ناظر به اين احتمال باشد . 3 ) نظر استاد مد ظله در مورد سخن علامه رحمه الله : در كلام شيخ ( ره ) كه دو روايت را مخالف كتاب دانسته است ، دو احتمال وجود دارد كه بنابر يك احتمال " اشكال علامه وارد نيست و بنابر يك احتمال ، اشكال ايشان وارد است . احتمال اول : اين است كه شيخ ره بخواهد بفرمايد : روايات جواز ، ذاتاً حجيّت ندارند و لو معارض نداشته باشند چون مخالف صريح قرآن هستند لذا مصداق زخرف و لم نقله مىشوند . احتمال دوم : اين است كه بخواهد بفرمايد ، روايات جواز حجيت ذاتى و اقتضائى دارند اما به دليل تعارض با روايات تحريم نوبت به مرجحات مىرسد و ترجيح با روايات تحريم است كه موافق ظاهر كتاب مىباشند ، اگر كلام شيخ ناظر به احتمال