السيد موسى الشبيري الزنجاني

2490

كتاب النكاح ( فارسى )

سعيد روايت كند . اطمينان قوى هست كه چنين وضعيتى در دو روايت جمع نمىشود ، پس حتماً يك روايت بوده كه يك بار اسمى از واسطه داشتن برده نشده و بار ديگر تصريح به آن شده است و احتمال قوى اين است كه روايت عن بعض اصحابنا بوده و در نقل كافى واسطه سقط شده است و احتمال عكس آن ضعيف است و لااقلّ مسند بودن روايت ثابت نيست . بلى اگر مانند مشهور متأخرين وقوع اصحاب اجماع در سند روايت را باعث اعتبار آن بدانيم يا مشايخ مع الواسطه ابن أبي عمير را هم ثقه بدانيم مىتوانيم اعتبار اين روايت را اثبات كنيم ، لكن هر دو جهت محلّ مناقشه است . ان قلت : اين بيان حد اكثر نقل جميل را از اعتبار مىاندازد ولى در نقل كافى و تهذيبين جميل و حماد با هم اين روايت را نقل كرده‌اند و ظاهر نقل حماد بلاواسطه بودن نقل است و قرينه‌اى بر وجود واسطه در كار نيست . قلت : عبارت « جميل و حماد عن أبي عبد الله « عليه السلام » » دو دلالت و دو ظهور مستقل از يكديگر ندارد . اگر قرينه‌اى قائم باشد كه نقل جميل مع الواسطه بوده است دليلى بر اعتبار نقل حماد باقى نمىماند . تأييد سند روايت شيخ طوسى مطلبى دارند كه مقدمهء مناقشه در سند روايت قرار داده‌اند و به نظر ما از همان مطلب ايشان تأييد سند روايت استفاده مىشود . شيخ در تهذيب ج 7 ص 275 مىفرمايد : « هذا الحديث ، مضطرب الاسناد ، و هذا الاضطراب فى الحديث ممّا يضعف الاحتجاج به » ايشان در توضيح اضطراب سند روايت مىفرمايد : « جميل و حماد تارة يرويانه عن أبي عبد الله « عليه السلام » بلاواسطه و اخرى يرويانه عن الحلبى عن أبي عبد الله « عليه السلام » ، ثم انّ جميلًا تارة اخرى يرويه مرسلًا عن بعض اصحابه عن احدهما عليهما السلام . » مضطرب بودن سند حديث را بعداً بررسى مىكنيم ولى صرف نظر از اين اشكال از كلام شيخ پاسخ مناقشه قبلى ما داده مىشود ، كلام امام را جميل تارة عن بعض