السيد موسى الشبيري الزنجاني

2459

كتاب النكاح ( فارسى )

« طلابى كه شناسنامه ايرانى دارند حق سكونت در فلان مدرسه را دارند » در واقع حق سكونت براى مطلق طلاب باشد . مجرد اينكه غالب طلاب در ايران شناسنامه ايرانى دارند دليل نمىشود كه در كلام ذكر شود بلكه بايد نكتهء خاصى داشته باشد . آن نكته يكى از دو امر ذيل مىتواند باشد - [ بعنوان مثال ] گاهى قيد غالبى ذكر مىشود به خاطر اينكه معرّف موضوع حكم باشد بعنوان مثال مىگوييم « طلبه‌هايى كه عمامه دارند مىتوانند در اين مدرسه ساكن شوند - » اگر حكم سكونت در مدرسه براى مطلق طلبه‌ها اعم از آنهايى كه عمامه دارند يا آنهائى كه ندارند باشد ، ذكر قيد ( آنهائى كه عمامه دارند » كه قيدى غالبى است براى معرفى اين مطلب است كه مراد از طلبه‌ها كه بعنوان موضوع حكم اخذ شده است ، طلبه‌هاى علوم دينى است نه مطلق دانش‌پژوهان . پس در اينجا ذكر اين قيد غالبى اشكال ندارد و بلكه لازم است در شعر أوس بن حجر آمده است كه « الألمعىّ الذي يظن لك الظن كأَنْ قَد رأى و قد سمعا » غالب تيزهوشها اينطور است كه قد رأى و قد سمعا و اين ذكر شده براى اينكه ما اگر بخواهيم المعى را تشخيص بدهيم از اين طريق بشناسيم . نكته ديگرى كه موجب مىشود قيدى كه غالبى است در حكم اخذ گردد ، اشاره به حكمت جعل است مثلا مىگوييم « مواد مخدرى كه موجب بىخانمان شدن افراد است ممنوع است » يا مىگوييم « شرابى كه موجب مستى افراد و از بين رفتن عقل آنها مىشود حرام است » در اين دو مثال با اينكه حكمت حرمت ، استعمال مواد مخدر و حرمت شرب خمر ثبوتاً اختصاص به مواردى كه موجب بىخانمان شدن افراد و يا مستى آنها بشود ندارد بلكه حكم براى مطلق استعمال مواد مخدر و شرب خمر است و لو بقدرى كم باشند كه موجب آن دو امر نشوند و همانا ذكر اين دو قيد به خاطر اين است كه غالباً مواد مخدرى كه استعمال مىشود منجر به معتادى افراد و از هم گسستگى خانواده آنها مىگردد و يا در مورد شراب ، معمولا و غالباً به حد مستى