السيد موسى الشبيري الزنجاني

2542

كتاب النكاح ( فارسى )

حاصل شده و نيز دخترى كه پس از خروج زن از زوجيت به دنيا آمده روشن است . « 1 » ممكن است شما بگوييد كه مرجع ضمير در ابنتها ، المرأة به طور كلى نيست ، بلكه " المرأة التى تزوج بها الرجل " مىباشد ، و مراد از " الام " ، " ام الابنة التى تزوج بها الرجل " مىباشد ولى اين امر نيز استدلال به صحيحه را مخدوش نمىسازد ، چون پس از خروج زن هم از زوجيت اين عنوان صدق مىكند ، چون " تزوج " امرى است حدوثى كه در يك زمان مشخص تحقق يافته ، و با تحقق آن عنوان " المرأة التى تزوج بها الرجل " بر اين زن به طور دائمى صدق مىكند هر چند از زوال عنوان زوجيت باشد . خلاصه اين كه بين عنوان مأخوذ در اين روايت ، و عنوان " زوجة الرجل " كه در آيه شريفه اخذ شده است ( نِسائِكُمْ ) فرق است ، عنوان زوجة پس از زوال زوجيت صدق نمىكند ، ولى عنوان صحيحه غياث بن ابراهيم صدق مىكند ، نظير عبارت صدوق در مقنع كه اطلاق آن غير قابل انكار است . 3 ) پاسخ استدلال فوق توسط استاد مد ظله در پاسخ اين استدلال نخست به مثال زير توجه بفرماييد : اذا ملك الرجل عينا ملك منافعه آيا از اين جمله مىتوان استفاده كرد كه پس از تحقق ملكيت ، منافع عين به

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) ان قلت : اگر عنوان زوجيت در موضوع حكم هم اخذ نشده باشد ، بهر حال شرط حكم مىباشد و قدر متيقن در شرط تحقق جزاء در زمان تحقق شرط است ، مثلًا اگر گفته شود : " اذا جاء زيد الى منزلك فاكرمه " از اين جمله بيش از لزوم اكرام زيد در زمانى كه در منزل شماست استفاده نمىشود . قلت : اطلاق قضيه شرطيه اقتضاء مىكند كه با تحقق شرط ، جزاء ثابت باشد ، خواه در همان زمان شرط و خواه بعد از آن . البته شرط گاه يك امر حدوثى است همچون " آمدن زيد به خانه " كه در يك زمان خاص تحقق مىيابد و گاه امرى مستمر است همچون " در خانه بودن زيد " در صورت اول چون آمدن زيد به خانه به طور دائمى صدق مىكند ، لزوم اكرام هم مطلق است ، ولى در صورت دوم مىتوان گفت كه قدر متيقن از جمله شرطيه لزوم اكرام در همان زمان تحقق عنوان در خانه بودن زيد مىباشد .