السيد موسى الشبيري الزنجاني
2420
كتاب النكاح ( فارسى )
راهى براى وصول ماء در نظر گرفته شده است . البته ممكن است بين وضو و غسل تفاوت باشد و در غسل تحويل ، افضل طرق ايصال ماء باشد ، و در وضو اداره افضل طرق ايصال ماء باشد ولى اين اختلاف تحويل و اداره قرينهء نمىشود كه امر به اعاده ، امرى مستحبى باشد بلكه بالعكس ، ظهور امر در وجوب قرينه ، مىشود كه به عنوان افضل افراد واجب ، دستور به تحويل و اداره داده شده است . به بيانى ديگر : در كلام مرحوم آقاى خويى « رحمه الله » آمده است كه چون در روايت در مورد غسل ، امر به تحويل و در مورد وضو ، امر به اداره شده است معلوم مىشود كه اين دو امر استحبابى است نه مقدمهء وصول آب ، اين فرمايش به نظر ناتمام مىآيد . زيرا اگر اين دو تعبير را حمل بر مثال هم نكنيم و بگوييم در غسل تحويل خصوصيتى دارد و در وضو اداره خصوصيت دارد ، در عين حال اين اختلاف تعبير هم با مستحب بودن تحويل و اداره مىسازد و هم با اينكه ، تحويل و اداره به عنوان افضل افراد واجب باشند يعنى بهترين شكل غسل كردن با انگشتر ، تحويل خاتم است و بهترين شكل وضو گرفتن با انگشتر ، چرخاندن آن است ، اگر دليلى داشتيم كه تحويل و اداره مستحب است ممكن بود اين را قرينه بگيريم كه شارع كه در مورد كسى كه اين كار را فراموش كرده و قبل الصلاة متوجه شده امر به اعاده وضو كرده ، اين امر ، امرى استحبابى است ، چون امر به اعاده فقط از اين جهت است كه امرى مستحبى را ترك كرده است ، هر چند تمام اركان وضو را بجا آورده است ، ولى اگر تحويل و اداره افضل افراد غسل و وضو بود ، يعنى بهترين شكلى كه مىتوان با انگشتر غسل كرد ، رساندن آب با تحويل خاتم و بهترين شكلى كه مىتوان با انگشتر وضو گرفت ، رساندن آب با چرخاندن خاتم است ، بر اين اساس ، كسى كه تحويل و اداره را فراموش كرده و غسل و وضو گرفته ، متعارفاً شك در وصول ماء دارد بلكه اگر انگشتر تنگ باشد متعارفاً اطمينان به عدم وصول ماء دارد « 1 » و چنانچه در اين
--> ( 1 ) البته اگر در روايت فرض شده كه متوضّى يقين به وصول ماء داشته اين قرينه مىشد كه تحويل و اداره امرى