السيد موسى الشبيري الزنجاني
2397
كتاب النكاح ( فارسى )
شود ، آيا روزه بر وى لازم است يا خير ؟ در پاسخ مىگوييم كه با اجراء استصحاب طهارت در تمام روز ( كه استصحاب امر استقبالى است ) حكم به لزوم روزه مىشود . البته اگر بعداً در ميان روز حيض عارض شد ، كشف مىشود كه از اول ، روزه بر وى لازم نبوده و روزه وى باطل بوده است . مثال ديگر : كسى كه در هنگام اذان صبح بيمار نيست ، ولى احتمال مىدهد كه در وسط روز به جهتى كه مربوط به روزه گرفتن نيست ( همچون حساسيت وى نسبت به زمان يا مكان يا چيز خاص ، يا پديدار شدن تب ) بيمار گردد و در نتيجه روزه آن روز از ابتداء به روى لازم نباشد ، درباره اين شخص هم با اجراى استصحاب صحت ، حكم به لزوم روزه مىگردد ، كه البته اگر اين استصحاب مخالف واقع در آمد و در وسط روز بيمار شد ، كشف از عدم لزوم واقعى روزه از اول مىكند . 2 ) يك نقض بر جريان استصحاب در معلوم التاريخ : يك فرع فقهى است كه حكم آن مورد اتفاق همه فقها است و اگر از خود آقاى خويى هم پرسيده شود ، همين حكم را خواهند كرد و آن اين است كه زيد اكنون وفات كرده ، نمىدانيم آيا پسر وى - مثلًا - اكنون زنده است تا از وى ارث ببرد يا خير ؟ با استصحاب بقاء حيات پسر ، حكم به وارث بودن وى مىكنيم ، اگر استصحاب در معلوم التاريخ جارى بود ، بايد اين استصحاب را با استصحاب حيات زيد تا زمان مرگ پسر وى معارض بدانيم ، چون به هر حال پسر وى حيات ابدى ندارد ، بلكه در يك زمان مرده يا خواهد مرد و ما نمىدانيم كه آيا در زمان مرگ ولى ، زيد زنده بوده يا نه ؟ بايد به اين عنوان استصحاب حيات زيد تا زمان مرگ پسر را هم جارى بدانيم ( كه البته ممكن است از نوع استصحاب امر استقبالى باشد كه در مقدمه گفتيم كه اشكالى در آن نيست ) ، در حالى كه هيچ كس چنين استصحابى را در محل بحث جارى نمىداند ، بلكه بىشك ، با استصحاب حيات پسر زيد ، حكم به وارث بودن پسر مىشود . پس معلوم مىگردد در حالى كه استصحاب در معلوم