السيد موسى الشبيري الزنجاني
2344
كتاب النكاح ( فارسى )
ذات كاتب است كه مىتواند به قيد « مادام كاتباً » مقيد شود ، در بحث ما ، اين شخص نكاحش صحيح نيست تا محلّ شود يعنى تا زمانى كه در حال احرام است اگر ازدواج كند باطل است و چون از احرام بيرون رفت اگر ازدواج كند صحيح است ، پس ربطى به مسأله ما كه آيا ازدواج در حال احرام موجب حرمت ابدى مىشود يا خير ؟ ندارد . تقريب دوم : گويا حضرت امير سلام الله عليها در دوران خلافت ظاهرى خود ، حج يا عمره انجام ندادهاند « 1 » ، اگر حضرت در مكه يا عرفات تشريف داشته و كسى از ايشان مسأله مىپرسيده ، كه كسى در حال احرام عقد كرده است ، در اينجا صحيح است كه بگوييم حكم نكاح انجام شده را بيان مىفرمايد " و لم يجعل نكاحه شيئاً حتى يحل ، فاذا احل خطبها " يعنى هر چند عقد واقع شده باطل است لكن حرمت ابدى نمىآورد ، پس دليل عدم حرمت ابدى مىشود . و امّا وقتى سؤال در هنگام احرام شخص نبوده ، بلكه در كوفه - مثلًا - در دكّة القضاء سؤال شده كه قهراً آن شخص محلّ بوده ، پس مرجع ضمير اذا احلّ خطبها نمىتواند آن شخص خاص باشد ، بلكه حكم كلى محرم را بيان مىفرمايد . « لم يجعل نكاحه شيئاً حتى يحل » يعنى نكاح محرم باطل است « فاذا احلّ خطبها » چون محل شد اقدام به ازدواج كند ، در نتيجه اين روايت به بحث ما مربوط نيست كه عقد در حال احرام آيا حرمت ابد مىآورد يا خير ؟ 4 ) بررسى مناقشه صاحب ذخيره و دو تقريب قبل : ولى به نظر مىرسد كه روايت مربوط به بحث ما مىباشد ، چنانچه فقهاء پيش از
--> ( 1 ) استاد - مدّ ظله - فرمودند كه اين مطلب نياز به محض تاريخى دارد و عجاله ما چنين چيزى را نشنيديم . عثمان در دى حجه سال 35 كشته شده . در اين زمان حضرت درگير ماجراى حصر عثمان و سپس قتل وى بوده و پس از آن جريان بيعت با آن حضرت بوده كه همگى در مدينه بوده و در سال 36 جنگ جمل و در سال 37 جنگ صفين و در سال 38 جنگ نهروان اتفاق افتاده و ظاهراً مجالى براى شرف حضرت به مكه در دوران خلافت فراهم نيامده است .