السيد موسى الشبيري الزنجاني

2060

كتاب النكاح ( فارسى )

خلاف آن چيزى است كه ايشان مىفرمايند ، يعنى بايد موضوع حكم دوم همان موضوع حكم اول باشد نه اخص از آن و وحدت سياق اقتضاء مىكند كه موضوع دو حكم متحد باشد . ثانياً : گرچه بعضى از احكام ممكن است مخصوص غير تائب باشد ، و لكن بسيارى از احكام مشترك است و مربوط به مرتكب معصيت اعم از تائب و غير تائب است . حال اگر در موضوع اين دسته از احكام عنوان « مرتكب معصيت » را اخذ كنيم و قهراً موضوع آن اعم از تائب و غير تائب خواهد بود ، آيا بر خلاف ادب سخن گفته‌ايم ؟ ! مثلًا اگر دربارهء قاتلى كه توبه كرده است كلمهء « قاتل » را به كار ببريم و بگوييم اين قاتل بايد قصاص شود ، يا اگر گفته شود ازدواج زانى با بنت مزنى به لو توبه كرده باشد حرام است ، آيا اين بر خلاف ادب است ؟ ! بنابراين ، از قرآن فى نفسه بدون مراجعه به سنت نمىتوان موضوع حرمت را محدود به حدودى خاص نمود . ادامهء بحث را به جلسهء آينده وامىگذاريم . « * و السلام * »