السيد موسى الشبيري الزنجاني

2246

كتاب النكاح ( فارسى )

1 ) مختار صاحب عروه « رحمه الله » : مرحوم سيد بدون اينكه متعرض حكم خواهر شوند ، مىفرمايند : مادر و دختر او حرام مىشود زيرا اين عمل ، يا لواط است و يا زنا و در هر دو صورت مادر و دختر چنين كسى حرام مىشود ، يا به مناط لواط و يا به مناط زنا . ظاهر كلام سيد « رحمه الله » اين است كه ايشان بر اساس علم تفصيلى به حرمت ، و لو مناط آن را ندانيم قائل به حرمت شده‌اند . 2 ) توضيحى دربارهء موضوع مسأله : طرح اين مطلب تنها بر مبناى ما ، كه شرط حرمت ابد را خواه به ايقاب يا به زنا ، ادخال تمام الحشفه مىدانيم روشن است ، چون حرمت ابد به هر يك از دو سبب مخصوص ادخال تمام الحشفه است ، اما بر مبناى كسانى هم چون مرحوم سيد كه در تحقق موضوع حرمت بالايقاب ، بر خلاف زنا ، بعض الحشفه را هم كافى مىدانند ، اجتماع اين دو سبب محرِّم ( لواط و زنا ) مخصوص صورتى است كه تمام الحشفه داخل شده باشد تا علم تفصيلى به حرمت بنت و ام موطوء حاصل شود . 3 ) كلام صاحب جواهر « رحمه الله » در مورد بنت خنثى : مرحوم صاحب جواهر « رحمه الله » و به تبع ايشان مرحوم آقاى حكيم « رحمه الله » مىفرمايند : هرگاه خنثى مفعول واقع شود بلا شك مادرش بر واطى به علم تفصيلى ( حاصل از تحقق زنا يا ايقاب ) حرام مىشود . ولى در مورد دختر خنثى ، چنين علم تفصيلى وجود ندارد ، زيرا اگر خنثى زن باشد زنا صورت گرفته است و « بنت المزنى بها » بر زانى حرام خواهد بود ، و معناى بنت در اين تعبير مؤنثى است كه در رحم مزنى بها رشد كرده و مزنى بها مادر اوست و اگر از ماء او در رحم ديگرى مؤنثى توليد شود حرمت بنت المزنى بها شامل او نمىشود و اگر خنثى مرد باشد ، لواط صورت گرفته و « بنت الملوط » بر لاطى حرام خواهد بود و بنت در اين تعبير به معناى مؤنثى است كه از ماء ملوط توليد شده و ملوط پدر اوست و اگر ملوط فرزند