السيد موسى الشبيري الزنجاني
2059
كتاب النكاح ( فارسى )
انشايى ذكر شود مانند اينكه بگويند : اراذل و اوباش مزاحم مردم مىشوند و اين كار بر مؤمن حرام است . معنى آيه نيز چنين مىشود : خارجاً زانى تنها با زانيه يا مشركه ازدواج يا وقاع مىكند و اين كار بر مؤمنين حرام است . ثالثاً : همان گونه كه پيشتر گفتيم ، همهء روايات وارده در تفسير آيه ، آن را به معناى حكم تشريعى و انشايى نه اخبارى ، و نهى و حرمت را به معناى تحريم نه تنزيه اخذ كردهاند . ه - بررسى موضوع نهى و حرمت در آيه شريفه : 1 ) نظر علامه طباطبائى - رحمة اللَّه عليه ايشان از خود قرآن ، قطع نظر از روايات ، موضوع تحريم را ، كسى كه بر او حد جارى شده و هنوز توبه نكرده است مىدانند . زيرا اين آيه ، بعد از آيهء « جلد » واقع شده است . و اين سياق اقتضا مىكند كه موضوع حرمت كسى باشد كه بر او اقامهء حد شده . و از طرفى اطلاق كلمهء زانى و زانيه به كسى كه توبه كرده از ادب و روش جارى قرآن به دور است . 2 ) نظر استاد ( مد ظله ) دربارهء فرمايش علامه طباطبائى - رحمة اللَّه عليه هر دو فرمايش ايشان بسيار عجيب است . اولًا : هيچگاه سياق مقتضى اين نيست كه اگر حكمى مترتب بر موضوعى شد و پس از آن حكم ديگرى مترتب گرديد ، لزوماً موضوع حكم ثانى در فرض عمل به حكم اول باشد . مثلًا هرگاه بگويند ، مسلمان بايد نماز بخواند و زكات بدهد ، معنايش اين نيست كه وجوب زكات در فرض نماز خواندن است . يا اگر بگويند دست دزد را بايد بريد و نسبت به مالى كه دزديده ضامن است ، معنايش اين نيست كه ضمان تنها در صورت قطع يد سارق است . يا چنانچه بگويند بايد بر زانى حد جارى كرد و ازدواج او با دختر مزنى بها حرام است ، معنايش اين نيست كه حرمت نكاح بنت مزنى بها تنها در صورت اجراء حد بر زانى است . بلكه عرفاً سياق بر