السيد موسى الشبيري الزنجاني

2218

كتاب النكاح ( فارسى )

روايات باب ، موضوع را مقيداً به عنوانى مطلق ( بدون تقييد به زمان گذشته دور ) آورده‌اند ، ظهور در تقارن زمانى عنوان موضوع و قيد دارد و بايد مختص به زمان كبر باشد . 7 ) پاسخ استاد - مد ظله - به مناقشهء مرحوم آقاى حكيم بر تقريب سوم جامع المقاصد : هرگاه موضوع را با فعل مضارع مقيّد كنند ، ظهور در تقارن دارد و حق با مرحوم آقاى حكيم است . اما اگر به فعل ماضى استعمال شد ، چنين ظهورى ندارد و شامل موضوعى كه پيش از تلبس به آن عنوان ، فعل از او سر زده ، نيز مىگردد . مثلًا اگر بگويند « مجتهدى كه در ادبيات كار مىكند بر مجتهدى كه در اين زمينه كار نمىكند مقدم است » ظهور در اين معنا دارد كه ، در زمانى كه او مجتهد است ، در ادبيات كار مىكند . اما اگر بگويند « مجتهدى كه در ادبيات كار كرده بر مجتهدى كه كار نكرده تقدم دارد » شامل مجتهدى كه قبل از اجتهاد در ادبيات زحمت كشيده نيز مىشود ، با اين كه قيد « قبل الاجتهاد » در عنوان اخذ نشده است . با توجه به اين مقدمه ، چون موضوع در موثقه ابراهيم بن عمر به لفظ ماضى معنون گشته « فى رجل لعب بغلام . . . » اطلاقش شامل كسى كه قبل از اتصاف به رجوليت وطى كرده نيز مىشود و محقق ثانى « رحمه الله » به اين لحاظ ، قائل به عموميت روايت شده است . 8 ) اشكال ديگر در كلام مرحوم آقاى حكيم : صاحب كشف اللثام در بيان وجه اشكال علامه « رحمه الله » در قواعد مىگويد : « من عموم الخبر الثانى . . . و اختصاص الخبر الاول » عموميت موثقه ابراهيم بن عمر دلالت بر تعميم حكم نسبت به مردى كه در حال صغر وطى كرده مىكند ولى از آن طرف ، مرسلهء ابن ابى عمير ، اختصاص به حال كبر دارد . مرحوم آقاى حكيم از اين كلام تعجب كرده ، مىفرمايند : هر دو روايت اختصاص به حال كبر دارد .