السيد موسى الشبيري الزنجاني

2159

كتاب النكاح ( فارسى )

16 / 7 / 1379 شنبه درس شمارهء ( 238 ) كتاب النكاح / سال سوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : در اين جلسه به بررسى حكم حرمت ابد در زناى به ذات بعل و معتده رجعيه پرداخته ، سه دليل بر اين ادعا نقل مىكنيم : اجماع ، روايات ، اولويت ( با دو تقريب ) ، سپس براى تحصيل اجماع ، نام فقهاى قرون مختلف را كه قائل به تحريم ابد شده‌اند ذكر كرده و ادعاهاى اجماع در مسأله را نقل مىكنيم ، در ادامه ، كلمات علماء را كه به نحوى دالّ بر وجود روايت در مسأله مىباشد آورده ، ضمن بررسى آنها ، عدم وجود روايت خاص در اين مسأله را نتيجه مىگيريم . * * * الف ) بررسى مسأله 19 : 1 ) متن مسأله : اذا زنا بذات بعل دواماً او متعة حرمت عليه ابداً ، فلا يجوز له نكاحها بعد موت زوجها او طلاقها لها او انقضاء مدّتها اذا كانت متعة . . . 2 ) توضيح مسأله : مرحوم مصنف مىفرمايند كه ؛ زناى به ذات بعل حرمت ابد مىآورد و زانى بعد از جدا شدن مزنى بها از شوهر خود ، نيز نمىتواند با وى ازدواج كند ، جدا شدن مزنى بها از شوهر ممكن است با مرگ زوج يا طلاق زوج صورت گيرد و اگر ازدواج موقت باشد با انقضاء مدت « 1 » هم جدايى حاصل مىشود . ظاهر عبارات آتى مصنف

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) انقضاء مدت ممكن است به طور طبيعى ، مدت منقضى شود و ممكن است با بخشيدن شوهر نسبت به باقى مانده مدت ، مدت تمام مىگردد ، هر چند تعبير انقضاء به معناى گذشتن مدت است لذا شق ثانى خالى از مسامحه نيست .