السيد موسى الشبيري الزنجاني

2148

كتاب النكاح ( فارسى )

ب نظر استاد « مدّ ظلّه » : و لكن به نظر ما ، اعراض مشهور اجتهادى و به خاطر اين است كه گفته‌اند ، استبراء به خاطر اين است كه معلوم شود كه اين زن حامله است يا نه ؟ تا اينكه معلوم شود ولد را به چه كسى ملحق نمايند . و چون دليل « الولد للفراش و للعاهر الحجر » تكليف ما را روشن مىكند و مىگويد اين ولد ملحق به فراش است لذا نيازى به استبراء نيست . خلاصه ، مشهور چون عمده دليل بر لزوم استبراء را مسأله اشتباه در نسب دانسته‌اند و از طرفى ديده‌اند ، اين مشكل ، يعنى اشتباه نسب در ما نحن فيه پيش نمىآيد به خاطر وجود دليل « الولد للفراش » لذا قائل به لزوم استبراء نشده‌اند و روايت را حمل بر استحباب كرده‌اند . و لكن به نظر ما ، مشكل تنها در مسأله اشتباه نسب نيست تا با دليل « الولد للفراش » حل شود ، زيرا در روايات ، امهء حامله‌اى كه به ديگرى منتقل شده - كه در جلسهء قبل خوانده شد - با اينكه مسأله از جهت نسب روشن است ، يعنى روشن است كه ولد ملحق به كيست زيرا امه حامله بوده و به ديگرى منتقل شده است ، مع ذلك امام « عليه السلام » فرموده‌اند كه بايد استبراء شود ، همچنين زن شوهردارى كه شبهةً موطوئه ديگرى شده است بايد عده نگه دارد و مدتى از وقاع با شوهرش ممنوع است ( البته جواز تمتعات ديگر محل بحث است ) . اين نشان مىدهد كه مسأله فقط اشتباه در نسب نيست بلكه شارع مقدس نمىخواهد بچهء متولد از زنا از نطفهء پدر اصلى خود ارتزاق نمايد و از هر گونه ارتباطى بين بچهء زنا و نطفهء پدر اصلى ممانعت به عمل مىآورد ، در استدلالها نيز خيلى اوقات اختلاط مياه به عنوان نكته‌اى مستقل از اشتباه نسب مطرح مىشود « 1 » بنابراين ، تمسك كردن به ظاهر روايت سماعه مانعى ندارد . مضافاً ، استبراء به معناى اين نيست كه شما كارى انجام دهيد كه معلوم شود آيا اين شخص حامله است يا نه ، استبراء به معناى استظهار نيست ، بلكه به معناى اين

--> ( 1 ) رجوع شود به جواهر الكلام ج 29 ص 445 .