السيد موسى الشبيري الزنجاني
1936
كتاب النكاح ( فارسى )
بر اين صورت متعارف حمل كرده و پاسخ دادهاند . حمل كردن سؤال بر صورت جهل ، قرينه ديگرى است بر اينكه ، در فرض سؤال ، عده شروع شده است و سؤال قبل از شروع عده را شامل نمىشود . اشكال چهارم : اگر تعبير « قبل ان تنقضى عدتها » كه در روايت آمده است ، مطلق هم باشد و موردى را كه هنوز عده شروع نشده را نيز شامل گردد ، مدعاى مرحوم آقاى خويى را اثبات نمىكند . چون مدعاى ايشان اين است كه ازدواج زنى كه بايد عده بگيرد و لى هنوز عده او شروع نشده ، نيز موجب حرمت ابدى مىگردد و امام كاظم عليه السلام در اين روايت فرمودهاند كه ازدواج قبل از انقضاء عده در مورد جاهل موجب حرمت ابدى نمىشود و اگر اطلاق هم داشته باشد براى اثبات جواز نكاح جديد - / در مورد جاهل به درد مىخورد . نه اثبات حرمت ، و آنچه كه در مورد عالم از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه « فأين ما بلغنا عن ابيك فى الرجل اذا تزوج المرأة فى عدتها لم تحل له ابداً » در مورد ازدواج در عده است و واضح است كه قبل از شروع عده را شامل نمىشود . پس با روايت اسحاق بن عمار نمىتوانيم اثبات حرمت نكاح در ما نحن بكنيم . ان قلت : در روايت قرينهاى هست كه موضوع جواز نكاح نيز مطلق است و همانطورى كه ازدواج قبل انقضاء العده در مورد جاهل مطلقاً موجب حرمت ابدى نمىشود ، در مورد عالم مطلقاً باعث حرمت ابدى مىشود و فرض اين است كه قبل الانقضاء شامل قبل از شروع عده هم مىشود و اين قرينه ، تخيل تقابل بين فرمايش دو امام همام است . يعنى از اينكه راوى تخيل كرده ، بين پاسخ امام كاظم عليه السلام و فرمايش پدر مكرمشان تنافى هست ، معلوم مىشود كه موضوع فرمايش دو امام متحد است . پس موضوع حرمت ابدى نيز مطلق است و شامل قبل از شروع عده هم مىشود .