السيد موسى الشبيري الزنجاني

1880

كتاب النكاح ( فارسى )

* وجه فتواى مرحوم صدوق : از عبارت « اخبروها انه طلقها فاعتدت » كه در روايت آمده ، معلوم مىشود ، فرض روايت در صورتى است كه زن از طرف شوهر اول مدخوله بوده ، زيرا مطلقه در صورتى كه مدخوله نباشد ، عدّه ندارد . بنابراين ، مراد از جمله « دخل بها او لم يدخل بها » شوهر اخير است ، و اجتهاداً اين كلمه اضافه شده است . * نقد استاد « مدّ ظلّه » به نظر مرحوم صدوق : اين برداشت صحيح نيست و بايد ، مراد شوهر اول باشد ، چون در ذيل روايت آمد ، « و لها من الاخير المهر بما استحل من فرجها » يعنى فرض دخول شده ، و عبارت به صورت « إن استحل من فرجها » نيست تا دو صورت دخول و عدم دخول براى شوهر اخير صحيح باشد . و آنچه ايشان ذكر نموده‌اند نيز ، شاهد مدخوله بودن نيست ، چون عبارت « اذا نعى الرجل الى أهله أو أخبروها انه طلقها » دو فرض دارد ، و در فرض وفات شوهر حتى غير مدخوله هم عدّه دارد « دخل بها . . . » يعنى در هر دو فرض مندرج در سؤال حكم همين است . و لذا اگر تصريح هم نشده باشد ، ضمير به اول بر مىگردد . و مراد شوهر اول است . و چون در نقل مرحوم كلينى با اينكه طرق متعدد هم دارد كلمه « الاول » نيست ، محتمل است ، در اصل روايت هم اين كلمه نبوده ، و در تهذيبين كه آمده براى توضيح در حاشيه نوشته‌اند و بعدها وارد متن شده است - در هر صورت مراد شوهر اول است . 6 ) بررسى دلالت روايت : مورد استشهاد در روايت ، جمله « ليس للاخر أن يتزوجها ابداً » مىباشد با اينكه اين عبارت در نقل عبد لكريم در كافى و در يكى از نقلهاى فقيه نيست ولى به قرينهء نقلهاى متعدد صحيح ديگر ، معلوم مىشود ، سقطى در اين نقل صورت گرفته است . مورد روايت يا قدر متيقن از آن ، فرض جهل زوجه است . چون به او خبر