السيد موسى الشبيري الزنجاني
1952
كتاب النكاح ( فارسى )
و روايت را با همين متن نقل كردهاند ، ظاهرش اين است كه جميل بلاواسطه اين روايت را نقل كرده و ارسالى در بين نيست . 2 ) جواب مرحوم آقاى خويى با توضيحى از استاد « مدّ ظلّه » : ايشان دو اشكال كرده مىفرمايند ؛ اولًا : در نقل مرحوم صدوق به امام عليه السلام نسبت داده نشده تا بفهميم از امام اخذ شده ، فقط نوشتهاند : فى رواية جميل بن دراج ، و به جهت وحدت متن به احتمال قوى اشاره به همين روايت مرسل كافى كردهاند . ثانياً : اگر هم تصريح شده بود كه « فى رواية جميل بن دراج قال : قال الصادق عليه السلام » ، با اين حال هم نمىتوانستيم روايت را صحيحه بدانيم ، چون طريق صدوق به جميل مجهول است . جميل بن دراج سه كتاب دارد يكى منفرداً و ديگر مشترك با محمد بن حمران و سوم مشترك با مرازم بن حكيم ، مرحوم صدوق در مشيخه فقيه ، طريق صحيح خود را به دو كتاب مشترك جميل آورده ، اما طريق ايشان به كتاب اختصاصى جميل در مشيخه مذكور نيست ، و در نتيجه مجهول است و نمىتوان حكم به صحت روايت نمود . بلى اگر در فقيه : « فى رواية جميل بن دراج و محمد بن حمران » بود مىگفتيم : طريق آن در مشيخه هست و روايت را صحيح مىدانستيم . 3 ) نظر استاد « مدّ ظلّه » دربارهء فرمايش مرحوم آقاى خويى : مطلب اولى كه فرمودند : روايت فقيه از كافى اخذ شده و همان روايت مرسل است اين احتمال خيلى قوى است و مستبعد است كه جميل روايت را يك مرتبه با واسطه از امام اخذ كرده ، و آن را براى على بن حديد نقل نموده ، و بار ديگر همان متن را بدون واسطه گرفته و براى ديگرى نقل كرده باشد ( يعنى دو مرتبه از امام سؤال نموده باشد ) اين پيداست كه همان روايت مرسل كافى است ، و در نتيجه اشكال