السيد موسى الشبيري الزنجاني
1461
كتاب النكاح ( فارسى )
تارك صلاة تشديد شديد ثابت گردانيده و دليل " ان قبلت قبل ما سواها و إن ردت رد ما سواها . . . " بر اهميت زائد الوصف نماز دلالت دارد و در نتيجه در فرض تزاحم مقدم خواهد بود . نكته دوم : در بحث اداء دين ممكن است بين كسى كه از ابتدا متمكن بر اداء دين نبوده و كسى كه اول متمكن بوده و بعداً به جهت تأخير اختيارى ، عجز جارى گشته تفصيل قائل شد بدين صورت كه در صورت نخست تحقق ملاك لزوم ، تنها در صورت عدم تزاحم با واجب ديگر است ولى در صورت دوم اصل ملاك لزوم محقق است ولى فعليت آن تابع عدم مزاحمت با واجب اهم مىباشد ، يعنى صورت نخست در باب وارد و مورود داخل مىگردد و صورت دوم در باب تزاحم . نظير اين تفصيل را در باب استطاعت « 1 » مىتوان قائل شد كه اگر كسى قادر به انجام حج نبوده مستطيع نيست ، هر چند عدم قدرت به جهت مزاحمت با واجب ديگر ( هر چند واجب بسيار نازل و در كمترين مرتبه وجوب باشد ) حاصل مىشود ولى اگر بعد عجز مكلف به جهت تزاحم با واجب ديگر پديد آيد از باب تزاحم خواهد بود و اهم و مهم لحاظ مىگردد . ب ) : بحث دربارهء ساير فقرات مسأله 7 1 ) ادامهء متن مسأله 7 : " . . . و فى كفاية الوطى فى الدبر اشكال كما مر و كذا فى الادخال بدون الانزال لانصراف الخبر الى الوطى المتعارف و هو مع الانزال . و الظاهر عدم توقّف الوجوب على مطالبتها ذلك و يجوز ترك مع رضاها او اشتراط ذلك حين العقد عليها و مع عدم التمكن منه لعدم انتشار العضو و مع الضرر عليه او عليها و مع غيبتها باختيارها و مع نشوزها " .
--> ( 1 ) البته ما قدرت شرعى را در اصل وجوب حج معتبر نمىدانيم ، بلكه در فوريت وجوب حج عدم قدرت شرعى را مانع از تحقق ملاك وجوب مىدانيم و در اصل وجوب حج ، تحقق واجب اهم را مانع از فعليت وجوب حج مىدانيم ، تفصيل اين بحث در حوصلهء اين نوشتار نيست .