السيد موسى الشبيري الزنجاني
1437
كتاب النكاح ( فارسى )
رسالهاى در متعه دارد كه در آن هم اثرى از اين بحث نيست . شهيد ثانى در شرح لمعه نيز قائل به تفصيل نشده و زوجة تعبير كرده است . در حاشيه ارشاد كه در حال طبع است ، آنجا تصريح نموده كه منقطع و دائم حكم واحد را دارند و خود شهيد ثانى در اول جايى كه طرح مسأله كرده مسالك است و مىگويد « ففيه وجهان » كه فرق دارند يا ندارند و پس از او ، ديگران هم اين ترديد در وجهين را ذكر نمودند و خلاصه بعضى همه را حكم واحد دانستهاند و بعضى قائل به اين شدند كه بين دائم و متعه فرق است و حكم واحدى ندارند ، خلاصه شهرت هيچ پايه و اساسى ندارد و قبل از مسالك سابقه نداشته است . حال ، حكم مسأله را بررسى كنيم و ببينيم كه بايد قائل به تفصيل شويم يا نه ؟ يكى از راههاى بررسى حكم اين مسأله ، همانطورى كه در جواهر هم آمده است ، آن است كه حكم مسأله را از باب ايلاء استفاده كنيم . از كلمات بسيارى از فقها استفاده مىشود كه بين باب ايلاء و بحث فعلى ارتباط هست . مسالك و كشف اللثام در باب ايلاء مىگويند كه ما اين مسأله را در نكاح بحث كردهايم و سپس گفتهاند هر حكمى كه در باب ايلاء هست در اينجا نيز هست . جواهر مىگويد در باب ايلاء بين دوام و انقطاع تفصيلى هست و لذا اينجا هم اين تفصيل قدر متيقن است . در باب ايلاء هم تفصيل به مشهور نسبت داده شده است ، لذا ما اين شهرت را نيز در كلمات فقها بررسى مىكنيم كه گفتهاند مشهور در عقد انقطاعى ايلاء و قسم خوردن ترك وقاع چند ماه را نپذيرفتهاند . در شرايع ترديد نموده و سپس فرمود اظهر اين است كه در متعه ، ايلاء نيست . در نافع مىگويد « قولان » ولى خود اختيار نموده كه در متعه نيست . كشف الرموز فاضل آبى مىگويد كه ، مشهور قائل شده كه در متعه ، ايلاء نيست و بعد مخالف مشهور را أبي الصلاح حلبى ذكر مىكند . تنقيح فاضل مقداد ، مهذب البارع ، مختصر ابن فهد ، مسالك ، رياض ، حاشيه آقا جمال و ديگر كتب معروف ، عدم ايلاء در متعه را به مشهور نسبت دادهاند . حال ببينيم مخالف مشهور