السيد موسى الشبيري الزنجاني
1434
كتاب النكاح ( فارسى )
متعارف است ، لذا همان طورى كه مقدار التقاء ختانين كه موجب غسل است كفايت نمىكند ، همين طور ادخال و اخراج فورى بدون اينكه هيچ التذاذى براى زن حاصل شود نيز كفايت كمى مىكند و از طرف ديگر اگر گفته شود انزال شرط است در مورد افراد بطىّ الانزال كه ممكن است چند ساعت وقاع آنها طول بكشد و انزال صورت نگيرد ، گفته شود كه اين هم كفايت نمىكند ، اين را هم نمىتوان قائل شد . خلاصه ميزان تعارف است و انزال هم اگر در حد متعارف باشد ممكن است مورد نظر باشد و الّا نه . خلاصه ، متعارف نيز امر تشكيكى است و در مصاديق تمام مفاهيم ترديد هست و به نظر ما ، نه ادخال و اخراج آنى لازم است ، نه چندين ساعت تا انزال صورت گيرد و البته همانند همه مفاهيم در بعضى از مصاديق ترديد و شك مرتفع نمىشود . كلام صاحب جواهر در مسأله : صاحب جواهر در اينجا پس از نقل كلام مسالك مىفرمايد : همان طورى كه صاحب مسالك از نظر محل وقاع مىگويد منساق از ادله محل وقاع متعارف است ، همچنين از جهت خود مباشرت هم منساق از ادله ، مباشرت متعارف است و لذا به ميزان التقاء ختانين « 1 » كه حد غسل است چون متعارف نيست كفايت نمىكند و اين همان مطلبى است كه ما نيز اختيار نموديم .
--> به هم متناقض سخن گفته باشد ، لذا مراد چنين خواهد بود . ( 1 ) - استاد فرمودند ما بعد از مراجعه به كتب در اين مسأله ملاحظه نموديم كه اصلًا اينكه به مقدار التقاء ختانين كافى باشد تا زمان شهيد ثانى اصلًا مطرح نبوده است و بسيارى از چيزهايى كه در حوزههاى علميّه مسلمات فقه دانسته مىشود از تفردات شهيد ثانى است چون شرح لمعه كتاب درسى حوزهها بوده است و اين مطلب هم قبل از شهيد ثانى اصلًا مطرح نبوده است و پس از او هم كسى با وى موافقت نكرده است خلاصه ما بايد خود را در زمان قبل از شهيد ثانى قرار دهيم و ببينيم بسيارى از اين ظرائف از ذهن شهيد ثانى خارج شده و قبلًا اثرى از آن نيست و لذا مخالفت با اين گونه تفردات انحراف فقهى نيست چون شهرت اين گونه مسائل در حوزهها موجب شده كسى نتواند بر خلاف آن سخنى بگويد .