السيد موسى الشبيري الزنجاني
1416
كتاب النكاح ( فارسى )
فقيه وارد شده است - و سند آن را نقل نمىكند و ديگرى حديث 50 همين باب است كه با سند فوق آورده و مرحوم شهيد ثانى آن را ملاحظه فرمودهاند ، و چون شيخ در رجال خود ، على بن احمد بن اشيم را مجهول دانسته ، ايشان اين سند را ضعيف شمردهاند ، و ظاهراً روايت فقيه و نيز حديث 19 تهذيب را - كه به احتمال قوى شيخ از فقيه اخذ نموده - نديده است . در حالى كه سند فقيه معتبر است ، زيرا طريق صدوق به صفوان بن يحيى صحيح است و شيخ نيز در روايت 19 تهذيب هر چند سندش را ذكر نكرده لكن به احتمال قوى به صدوق اعتماد كرده و از فقيه اخذ كرده و اگر هم شيخ از فقيه نگرفته باشد در روايت 19 تهذيب چنين آورده است : « و سأل صفوان بن يحيى أبا الحسن الرضا عليه السلام » و سند شيخ به صفوان به يحيى معتبر است . * ثانياً سند روايت 50 تهذيب نيز قابل اعتماد است زيرا تنها اشكال سند از ناحيه على بن احمد بن اشيم است و او نيز ثقه است . مرحوم آقاى خوئى كه احاديث كتب اربعه را فهرست مىكند نقل مىكنند كه احمد بن محمد بن عيسى حدود شصت حديث از او نقل كرده است . در موردى هم كه على بن مهزيار از او نقل حديث كرده ، ما موارد ديگر را بررسى نكردهايم ، امّا همينها برى وثاقت او كافى است . فرد بزرگى مثل احمد با آن جلالت ، اينهمه حديث از او نقل كند دليل بر اعتماد اوست . معلوم مىشود كه على بن احمد بن اشيم ، شيخ او بوده است . چون كتب حديثى و رجالى اماميه به نقل احمد بن محمد بن عيسى خيلى تكيه شده است در رجال نجاشى در شرح حال حسين بن سعيد دو طريق براى كتب وى نقل شده ، يكى به احمد بن ابى عبد الله برقى منتهى مىشود و ديگرى به احمد بن محمد بن عيسى و در آنجا مىفرمايد : آنكه نزد اصحاب ما معول است ، نقل احمد بن محمد بن عيسى است . « 1 »
--> ( 1 ) نجاشى مىنويسد : « . . . اخذنا بهذه الكتاب غير واحده من احى بنا من طرق مختلفه كثيرة فمنها ما كتب الىّ به