السيد موسى الشبيري الزنجاني
1109
كتاب النكاح ( فارسى )
11 / 7 / 1378 يكشنبه درس شمارهء ( 127 ) كتاب النكاح / سال دوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در جلسه قبل بررسى رواياتى را كه بر جواز وطى در دبر دلالت مىكرد ، آغاز كرديم ، در اين جلسه به بررسى چند روايت ديگر ( روايت يونس بن عمّار - مرسله على بن الحكم - مرسله ابن أبى يعفور ) پرداخته و نيز با اشاره به روايات باب حيض از جواز وطى در دبر در باب حيض ، جواز اين عمل را در حال عادى نتيجه مىگيريم ، در ادامه به نقل صحيحهء عمر بن خلّاد كه دليل بر حرمت دانسته شده و كيفيت جمع بين آن و بين ساير روايات پرداخته ، درباره اين ضابطه كه « دو خبر متعارض در صورتى داراى جمع عرفى هستند كه اگر متصل به هم باشند ، يكى قرينه بر ديگرى تلقى شده » بحث كرده ناتمامى آن را اثبات مىكنيم ، در ادامه درباره نسبت روايات مجوزه با آيهء قرآن سخن گفته و نيز به بررسى نقلهاى مختلف روايت ابن أبى يعفور پرداخته و خواهيم گفت كه نمىتوان قيد « اذا رضيت » را كه تنها در يكى از اين نقلها آمده ، معتبر دانست . * * * الف ) روايت يونس بن عمّار : 1 ) متن روايت « محمد بن احمد بن يحيى عن أبى اسحاق عن عثمان بن عيسى عن يونس بن عمار قال قلت لأبي عبد الله أو لأبي الحسن عليه السلام : انى ربما أتيت الجارية من خلفها - يعنى دبرها - و نذرت فجعلت على نفسى ان عدت الى امرأة هكذا فعلىّ صدقة درهم و قد ثقل ذلك علىّ . قال ليس عليك شىء و ذلك لك « 1 » »
--> ( 1 ) وسائل 20 : 147 / 25266 ( باب 73 از ابواب مقدمات النكاح / ح * 8 ، جامع احاديث الشيعة 20 : 217 / 687 ، باب 28 از ابواب مباشرة النساء / ح 11 .